امروز شد ۷۰ روز از زمانی که امدم مالزی و واقعا هم چه قدر بالا و پایین داشت از روزای اول که همه چی برام عجیب و غریب بود
از هفته اول که به تعطیلی های مکرر مالزی خورد و یک هفته ای را مهمان یک هتل در یکی از محلات خوش نام
بودیم
از زمانی که به هر دری میزدم خوابگاه گیرم نمی آمد و جدی جدی تصمیم گرفتم برگردم
از گریه ها و افسوس های شبانه ام که با خود می گفتم چه غلطی کردم که آمدم اینجا
از ایمیل های بی شماری که روزانه می فرستادم و هیجانی که با دیدن ایرانی ها به من دست می داد و برخورد های سرد بیشتر هموطنان
از کمک و حمایت های معنوی چند دوست ایرانی عزیز در یافتن محل اقامت و غلبه بر غربت
تا عادی شدن شرایط و آغاز زندگی دانشجویی در سرزمین سبز و همیشه بارانی مالزی و یافتن دوستانی صمیمی از چهارگوشه جهان
و تا فردا و فرداها........
به راستی" جهان یکتابی است و کسی که مسافرت نمیکند فقط یک برگ آن را خوانده است " و تجربه های بزرگ جز با سختی به دست نمی آیند.
+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت
19:8 |

