دانشجویان دکتری در ایران عمدتا چند کاره هستند و در چندین شرکت و دانشگاه کار می کنند. این ور دنیا بچه های ایرانی( واقعا دانشجو ) از صبح تا شب وقتشان را در آزمایشگاه ها و پشت کامپیوتر ها سپری می کنند. تا از بحران بی کاری رها شوند و کاری در بخش آکادمیک پیدا کنند و یا اینکه مسیری را برای مهاجرت باز کنند. گروهی از دوستان واقعا به دانش علاقه مند هستند و گروهی هم از ایران و یا از دانشگاه اسکولارشیپ می گیرند اما برای خیل عظیمی که تنها برای بهبود شرایط زندگی به تحصیل می اندیشند به نظر می رسد که بهتر است این پولها را در صرف سرمایه گذاری های تجاری و اقتصدای کنند و به جای اینکه سالهای طلایی عمر را به خواندن چیزهایی صرف شود که دوستشان نداریم برویم و از این زندگی چند ساله لذت ببریم. درست است دانشجویانی هستند که از درس خواندن لذت می برند و برایشان تفریح است اما بقیه چی. یادمان باشد نرخ بهره (ربا ) در ایران به ازای ساختمانهای مسکونی ملیونی ۳۰ هزار تومان می شود(کاملا قانونی و مورد حمایت دولت) یعنی ۷۰ ملیون شما برابر ماهی دو ملیون و صد هزار تومان بهره دارد بدون اینکه هیچ کاری انجام دهید اما تمام حقوق یک مدرس تمام وقت دانشگاه در ایران که با کلی پارتی و بعد از گزینش های عقیدتی به دست می آورد تنها حدود یک ملیون و دویست هزار تومان می شود. یعنی ارزش تمام کاری که این استاد ارجمند انجام میدهد تنها برابر کارکرد سرمایه گذاری ۴۰ ملیون تومان حساب شما میشود. حالا باز به نظر شما درس خواندن در مقاطع تکمیلی ارزش صرف این پولها را دارد؟

