تبليغاتX
در سرزمین استوایی - دانشجویی برای همه فصول
 

امروز هم خبری جدید آمد از مرگ. دانشجویی ممتاز دانشگاه بهشتی مرگ را به زندگی ترجیح داد و در حضور دوستانش خودکشی کرد. گلی پرپر شد و امید خانواده ای ناکام. حرف و حدیث زیاد است که چه شد. یکی می گفت او از همان اول هم روانی بود. یکی می گفت دلیل استادش بود که گفت برای چه زنده ای و یکی می گفت فقر اقتصادی و این موصوع که طرف پول کافی نداشت پروژه اش را تمام کند. اما واقعا علت چیست . آن طرف هم تابناک خبر داده که با ۵ ملیون تومان پروژه دکتری می خرند مقاله می دهند خلاصه دکتر می شوند و ....

من هم وضع مملکت را بد و بسیار بد می دانم. ناکارآمدی دولت، فقر اقتصادی. تعصب مشکلات جنسی و اخلافی، ترویج غم بحران روز مره گرانی مسکن ،بحران بی کاری ،مخارج ازدواج و.... هر روز باعث خودکشی صدها تن از هم وطنان می شود و بسیاری را هم به کام مرگ می کشاندو اما چرا آمار خودکشی در ایران اینقدر بالاست. چرا در عراق افقانستان اندونزی اتیوپی سومالی کوبا کره شمالی این اتفاق نمی افتد. یادش بخیر . دختر خانمی از یکی از کشورهای بدبخت اطراف دوستم بود که برای تامین هزینه تحصیل ۱۲ ساعت در روز کار می کرد و ۴ سال بود که هنوز فوق لیسانسش تمام نشده بود اما سراسر امید بود. هزار برابر من به آینده فکر می کرد در حالی که من ایرانی که وضع مالی  بدی نداشتم   و انصافا هم از نظر علمی وضع مناسبی داشتم بارها و بارها به دلایل کوچک و بزرگ کاملا از زندگی نا امید می شدم. ضمنا شاید خیلی ها هیچ گاه خودکشی نکنند اما همیشه آرزوی مرگ و پایان مصیبت دارند واقعا چرا؟ آیا نا امیدی خصلت ژنی ماس؟. آیا فرهنگ ما نا امیدی و مرگ را توجیه می کند؟

+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:43 |
Powered By
BLOGFA.COM