این روزها بارانی است. هر روز چند ساعت باران واقعا شدید می آید. از این بارانها در اهواز هم می آمد اما فقط چند دقیقه به طول می کشید و معمولا هم همراه با تگرگ بود. یکی از این بارانها در اهواز بیاید همه شهر را آب می برد. آنطوری که شنیدم در بعضی از نقاط هم سیل آمده است و چندی از مردم ایالت نگاری سمبیلان خانه و زندگی شان بر آب رفته است. این در حالی است که بر اساس شنیده ها در ایران نماز باران می خوانند تا باران بیاید. یکی از آقایان ظاهرا به وزیر نیرو هم چنین پیشنهادی داده بودند. البته درست است اکثر مالایی ها روزی ۵ دفعه نماز را حتما به جا می آورند و به همین دلیل است که اینجا این همه سیل میاد.




برای من هم امروز روز خوبی نبود. اگر چه امروز موفقیتی جالب توجه در زمینه کاری کسب کردم اما راستش را بخواهید حس خوبی ندارم. یک مقدار عجول بودن با انجام یک ریسک متحورانه سبب به وجود آمدن یک موضوع حاد در زندگی حرفه ای ام شده که جبرانش به نظر سخت باشد. به هر حال اینروزها را با مقداری گرفتاری ذهنی سپری میکنم تنها بر اساس تئوری پدرم سعی میکنم حفظ ظاهر کنم و مثل قبل شاد به نظر برسم تا از طئنه دوستان همکاران و مشکلات پس از آن خودداری کنم.به قول سعدی تا مصیبت دو تا نشود.
+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت
2:0 |

