پس از آن که دولت اندونزی یک طغیان کمونیستی را در 1965 متوقف کرد، غرب اشتیاق بسیار یافت که با رهبر جدید و میانه رو اندونزی (سوهارتو) کار کند. اما این رهبر تازه و میانه روی اندونزی کیست؟ سوهارتو در 1965 با کمک ایالات متحده یک کودتای نظامی به راه انداخت و پس از آن ارتش اندونزی در عرض 4 ماه حدود صدها هزار نفر را قتل عام کرد! کسی تعداد دقیق آن را نمی داند!
گشایش فضای باز سیاسیبر پیشینه خودکامگیهای سوهارتو و همراه شدن آن با بحرانهایاقتصادی داخلی امواج اعتراض را برانگیخت و نیروهای سیاسیداخلی کشور فعال شده و حرکتهای دانشجویی، احزاب سیاسی مذهبی وغیر مذهبی و در کنارآن رشد تمایلات جداییطلبانه سرزمینیسوهارتوراوادار بهکنارگیری ازقدرت نمود و دولتانتقالی (حبیبی) قدرت رابهدست گرفت.
تا اینجا مشخص است که سوهارتو باید برود و حتی باید محاکمه شود. و همین طور هم شد. با شورش مردمی و انقلاب ملی سوهارتو برکنار شد و یک دموکراسی تمام عیار در اندونزی حاکم شد.
اما اوضا به خوبی پیش نرفت. اندونزی که یکی از پیشروترین کشورهای جهان در سرعت رشد اقتصادی و بهبود زندگیی بود به یکباره به یک کشور مفلوک و بدبخت تبدیل شد. تا چند سال پیش اندونزی وضعیتی بسیار بهتذ از مالزی داشت. واحد پول اندونزی در آن زمان از واحد پول مالزی بیشتر می ارزید و مالزی افرادی را برای الگو گرفتن از روند توسعه به اندونزی میفرستاد. کارخانه های متعدد و صنایع پیشرفته این کشور که با ایجاد روابط عمیق اقتصادی با غرب مخصوصا آمریکا و آلمان در بعضی موارد حتی از کشورهای اروپایی هم پیش رفته بود. پس از انقلاب و دموکراسی به دلیل ناکارآمد بودن دولت و ضعف ساختاری حاکمیت قحطی و بدبختی سرایر کشور را فرا گرفت و اندونزی را به یکی از فقیرترین کشورهای جهان مبدل کرد. امروز با 2,911.79 روپیه اندونزی فقط می شود یک رینگیت خرید یعنی دقیقا معادل با ریال ایران. و بدین وسیله استقلال آزادی و دموکراسی به قیمت گرسنگی ملی به دست آمد

