تبليغاتX
در سرزمین استوایی - فرهنگ انسانی ایرانیان- شاید تنها برای دور ریختن
در هزاره ای جدید پس از گذشتن قرنها ما ایرانیها به کجا رسیدیم. انسان شدیم.  بارها و بارها در تلویزیون رادیو و کتابهای مذهبی میگویند اروپایی ها مثل حیوان زندگی میکنند و از انسانیت بی بهره اند. درست میگویند واقعا غربی ها انسان حیوان هستند.  انسانها آدرس و  شماره تلفنهایشان مخفی است. انسانها از همدیگر می ترسند. انسانها از گفتن دوستت دارم وحشت دارند . انسانها همواره فکر می کنند که دیگران می خواهند سو استفاده کنند.  انسانها نمی دانند که چه می خواهند. برای عاشق شدن به دنبال دلیل میگردند. اگر یک انسان بداند که دوستش دارید می پرسد چرا؟.وجودشان سرشار از ترس است چون دائما مورد تهدید بقیه انسانها هستند. انسانها از حیوانات نفرت دارند چون امیالشان را مخفی نمی کنند.  انسانها نه کسی را دوست دارند و نه دوست دارند کسی دوستشان داشته باشد چون زشت است.

 کاش در سرزمین انسانها به دنیا نمی آمد و مصیبت انسان بودن را تحمل نمی کردم. چند سال بعد از انسان بودن باید همچنان انسان بود. کاش یک آدمی بودیم با غرایز اصیل انسانی همچون یک آدم. مثل اروپایی های بدتر از حیوان.

 غربی ها که به تعبیری بدتر از حیوان ها هستند. زندگی ساده جوانان غربی و شرقی چه قدر زیباست. بارها در اتوبوس و مترو دختران و پسرانی را دیده ام که چه راحت به هم عشق می ورزند. چه قدر راحت حساب دوست خاص (دوست دختر/پسر نامزد و همسر) را از بقیه روابط جدا می کنند و دوستانه با همه ارتباط واقعا دوستانه دارند. تا به حال یک مورد هم ندیدم که یک چینی مالایی اروپایی استرالیایی و یا هندی شماره تلفنش را مخفی کند می خواهد دختر باشد یا پسر استاد دانشگاه باشد یا کارگر ساختمانی. چه با محبتند دخترها و پسرهای  غیر ایرانی . اولین کلماتی که از فارسی دوست دارند یاد بگیرند این است ترجمه جمله I Love You است. غافل از اینکه "دوستت دارم " سالهاست که در ادب این دیار مرده است. و جز در زبان بچه های چند ساله جایی ندارد. " دوستت دارم " در زبان فارسی توهین است. ایرانی تحصیل کرده خارج از کشور هم آن را توهین میداند چه رسد به مردم کوچه و بازار. بعضی ها هم آمدند و آن را تفصیر کردند و گفتند عشق زمینی باطل است. عشق باید آسمانی باشد. مثل عشق به الله مثل عشق مسیح به انسانها و این چنین عشق اصیل و واقعی بین انسانها را نابود کردند. آری در دیار ما عاشقی جرم است و کاری بس ناثواب و غیر انسانی. چه قدر دوست داشتم که از انسانیت و آسمانی بودن رها شوم. چه قدر دوست داشتم طعم عشق را می چشیدم و از این فرهنگ سراسر ترس و ریا راحت میشدم...

+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 1:9 |
Powered By
BLOGFA.COM