تبليغاتX
در سرزمین استوایی - پنجشنبه آخر سال- دلتنگی و عیدی برای رفتگان
کامنت یکی از دوستان در پستی که عکسم را گذاشته بودم بی اختیار من را به یاد ایران و دوستانم عزیزم که اکنون در خاک پاک سرزمین ایران آرمیده اند انداخت.
پنج شنبه آخر سال بر اساس رسم قدیمی ایرانیان عید درگذشتگان است. زمانی برای یادآوری بستگان و دوستانی که دیگر در بین ما نیستند. و زمانی برای تفکری به پایان. این اوج زیبایی فرهنگ ایرانی است که قبل از جشن تولد بهار به سوگ یاران زمستانی مان میرویم و عید را به آنها تبریک می گوییم.
امسال زمانی به که بعد از 19 ماه به خانه برگشتم در همان روز اول که شادی دیدن خانواده مرا به وجد می اورد خبر خزان زندگی چند تن از عزیزان را شنیدم. پسر خاله ام ، پسر عمه ام و... .
نفرین بر این غربت . هیچ خبر بدی را نمی دهند تا در سرزمین غریب آزرده نشوی اما نمی دانند که اینگونه همیشه آزرده ای.
روزی خواب دیدم پدرم در تصادفی به آسمان رفته بود. تا صبح فقط گریه می کردم تا اینکه صبح به وقت ایران رسید و توانستم با خانواده تماس بگیرم مطمئن شوم که این خواب دروغ بود. اما خواب من هیچ گاه دروغ نبود. شاید چیز دیگر اما اصل موضوع همیشه درست بوده است. 6 ماه طول کشید که فهمیدم در آن روز عزیز دیگری را از دست دادم.
یادش بخیر. مادرم به من گفت: علی جان در غربت  از مرگ عزیزان نترس. بلاخره یک روز تلفنت زنگ میزند و میگوید من رفته ام، پدرت و.... و یک روز هم نوبت توست که بگویند .... . پس باید زندگی کرد. مادرم میگفت یاد مرگ برای این خوبست که  بدانی زندگی فانیست پس قدرس را بدانی و از آن لذت ببری ، دروغ نگویی، در حق کسی ظلم نکنی و....
در آستانه عید ، چه خوب می شد اگر میتوانستم به اهواز برگردم و با پدر، مادر ، خوانواده، بستگان و دوستانم دیدار میکرد. اما ....
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 11:26 |
Powered By
BLOGFA.COM