|
|
|
|
|
این مطلب را در وبلاگ جدید هیچکجا می توانید بخوانید: www.hichkoja.blogspot.com خاطره بمباران ممتد رژیم صدام هنوز جلوی چشمانم است. روزی که موشک
امروز هم مدتهاست که مردم خوزستان هر روز جان میدهند. نه آفتابی و نه آسمان آبی دارند و نه طبیعتی. درد و مرض و گرفتاری سایه شوم مرگ و نفرین را تمام شهر گرفته است. و این همه دقیقا از زمان محمود بود! چند روز است که این بحران به بقیه ایران هم کشیده شده است و دیری نخواهد گذشت که تهران را هم در هم خواهد نوردید. بگذار حاج آقا های تهران نشین هم بدانند که چه بر سر اهواز آوردند. ثروتمند ترین منطقه ایران به دلیل آنکه دولت "مهرورزی" پول تسطیح بیابانها را گم کرده بود و یا شاید به ونوزوئلا و حزب الله داده بود را خروش مرگ فرا گرفت.اگر چه هر خاکی به چشم هموطنی می رود دردی بر پیکره رنجور زخم خورده ایران می نشاند اما بگذار چند روز هم "مهرورزان" مزه نفس تنگه و سوز چشم و طعم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 17:9 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:34 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان عزیز:
یک پست فطرت از مالزی٬ به جای من در وبسایت ها پیامهای دروغ می نویسد. شخصا در هیچ وبلاگی نظر نداده ام و نمی دهم. لطفا هوشیار باشید! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 4:10 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
تا چند ساعت دیگر پرواز مالزین ایرلاین به مقصد اوکلاند من از از سرزمین زیبای استوایی خارج میکند. اما داستان مالزی همچنان ادامه دارد.
در اینجا رسما از همه دوستانم به دلیل ملاقات نکردنشان پیش از پرواز صمیمانه عذر خواهی میکنم. باور کنید تا دیروز هر روز از صبح تا ۸ شب سر کار بودم. دیشب هم تا ساعت ۴.۵ صبح چمدانها را می بستیم. چند لحظه پیش هم همسر مهربانم با پرواز ایران ایر راهی ایران شد.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:57 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
متاسفانه مدت دو ماه است که به صورت تصادفی زمانی که از ایران با من تماس میگیرند صداهای زشت س ک س ی شنیده می شود. در این مدت به طور تناوب از هر 5 تماس یکیشان به مکان نا معلومی وصل و شاهد این صدای آزاردهند می باشند. تا به امروز تصورم این بود که این صداها تنها بر روی تلفن های منتسب به من به دلیل مشکلات شخصی گذشته شده اند تا به گونه ای اعتبار حرفه ای ام را زیر سول ببرند. اما امروز متوجه شدم حدود ده درصد تمام تماسهای گرفته شده از ایران با موبایلهای مکسیس ( از بقیه شبکه ها خبر ندارم) به جای ارتباط با صاحب موبایل با این صدای زشت مواجهه می شوند و متاسفانه این صدا به قدری واقعی است که به مخاطب شما این اطمینان را میدهد که شما در حال س ک س هستید. با توجه به مشکل پیش آمده زرورت دارد دوستان مالزی نشین هر چه سریعتر موضوع را به خانواده هایشان اطلاع دهند تا عوامل نامرد این اقدام نا جوانمردانه از دسترسی به اهداف پلیدشان باز بمانند. مثلا فرض کنید دختری و یا همسری با هزار امید توسط خانواده محترمش به مالزی فرستاده شده است. فکر میکنم قابل درک است که برای خانواده این دختر با شنیدن این صدا چه حسی به وجود می آید |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 5:39 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز ایمیلی با این عنوان که حساب شما غیر فعال شده است دریافت کردم که می خواست با کلیک بر روی آدرس http://www.cimbclicks.com.my/ حسابم را فعال کنم. بعد از ورود به این سایت از شما درباره نام کاربری و پسورد را می خواهد. این سایت جعلی است و در واقع با کلیک بر روی این لینک وارد سایت تبهکارانه http://www.active-xclicks.com/CIMB-Online.htm می شوید. با وارد کردن نام کاربری و پسورد : کد تلفنی تان گه به وسیله اس ام اس فرستاده می شود خواسته می شود و با دادن این کد اکانت شما برای همیشه دزدیده می شود و دار و ندارتان به سرقت می رود. دارو ندارتان هم که دزده شد پیام این صفحه برایتان می اید: http://www.active-xclicks.com/Finish.html ------------------------------ خبر تکمیلی: چند دقیفه بعد بانک با من تماس گرفت و گفت که اکانت شما مورد دسترسی یک باند تبه کار قرار گرفته. لذا این اکانت تا 3 روز دیگر بسته خواهد ماند تا امکان خرابکاری از بین برود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:18 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از رفتن خاتمی رای دادن انتخاب از بین کاندیدا ها شاید چندان راحت نبود. یکسو موسوی و یکسو هم کروبی.
اما امدن هر کدام از آنها بی شک در قدم اول باعث بهبود روابط با سایر کشورها و بهبود اقتصاد ایران و کاهش فشار اجتماعی می شود. شخصا از کروبی به عنوان رییس جمهور خوشم نمی آید. چون چندان به اعصابش کنترل ندارد. او بی شک در جریان جمعه سیاه مقصر است. اما امروز با برنامه های جدیدی آمده است. تیم کارشناسی کروبی واقعا عالی است و نظرات اقتصادی زیبایی هم دارد. طرح کمک نقدی به خانواده ها٬ سهامی کردن پول نفت و... در نگاه اول مسخره است اما من به عنوان یک مهندس که خود را متخصص محاسبات و ریسک پذیری پروژه های برقی هم میدانم٬ این طرهها را قابل اجرا ارزیابی میکنم. این یک واقعیت است. پول نفت برای همه ملت ایران است و توزیع فعلی آن ناعادلانه و غیرقابل قبول است. علی رغم آنکه توهین های دوستان را هم میدانم اما شجاعتش را دارم که بگویم طرح توزیع یارانه های احمدی نژاد و همچنین طرح سهام عدالت در صورت اجرای صحیح آن بسیار عالی است. اما چرا از موسوی حمایت میکنم. بیش از همه به این دلیل که رای آوردن موسوی روح امید را در ایرانیان زنده میکند. موسوی میتواند سمبل وحدت ملی باشد. هم مذهبی ها و هم غیر مذهبی ها او را دوست دارند. از طرفی او آدمی آرام و مصمم است. با کسی تعارف ندارد و کارش را به پیش می برد. رویه کاری او نشان از اعتقاد او به کار کارشناسی است اگر چه در این مورد کروبی قوی تر است. به نظرم موسوی بهترین است چون مصمم بودن٬ جدیت و پرکاری را از احمدی نژاد دارد و همانند او می تواند مورد اعتماد و تایید حکومت باشد. گفته ها و میثاقش نشان از تعهدش بر اصلاحات و گسترش آزادی دارد و از طرفی اهل تشنج و ایجاد مشکل هم نیست. در روز رای گیری حدود ۱۵۰۰ کیومتر از نزدیکترین صندوق رای گیری دورم. اما اگر می توانستم برای سربلندی و رفاه میهنم رایم را به موسوی میدادم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:28 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
چندی پیش دانشگاه های دیگری هم به لیست دانشگاه های معتبر ایران وارد شد تا این لیست بیش از پیش غیر قابل قبول و غیر واقعی شود. واقعا جالب است در حالی که بسیاری از دانشگاه های برتر جزو لیست نیستند اما انبوهی از دانشگاه های بی اعتبار اقصی نقاط جهان را در لیست می بینیم.
شاید چاره همین این مشکلات پذیرش سیستم بین المللی و البته تلاش در تکمیل و قبول آموزش های انجام شده در ایران در سیستم بین المللی است. وقتی که ده ها کشور پیشرفته میگویند یک دانشگاه معتبر است چرا ما بگوییم نه و زمانی که یک دانشگاه حتی در همان کشور هم اعتبار ندارد چرا مدارکش را در ایران معتبر بدانیم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:12 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
امسال باید به فلسطین بروم. اما جنگ است. گروه های داخلی به جان هم افتاده اند و همدیگر را می کشند.
اگر نروم دخترم کوچکم برای همیشه شانس زندگی در فلسطین را از دست خواهد داد. چون اسراییل کسی را که از پدر و مادر فلسطینی باشد اما در خارج به دنیا آمده باشد را فقط در صورتی شهروند فلسطین حساب میکند که قبل از ۵ سالگی به فلسطین بیاید و گرنه برای همیشه کشورش را از دست خواهد داد. مگر شما زیر نظر دولت فلسطین نیستید: نه دولت فلسطین فقط یک اسم است. همه امور ما را اسراییل عهده دار است. تنها برای رد مسولیت گفته می شود فلسطینی. یعنی اینکه اسراییلی نیستند. اما اسراییل هم هیچ وقت به ما حق شهروندی اسراییل را نخواهد داد. فلسطینی ها که بسیار فقیری و ضعیف در اسراییل است. پس چرا نمی گذارند جدا شوند: اولا اسراییل در عمل مخالف است چون میگوید این سرزمین را خدا به ما داده و به هیچ وجه از آن دست نمیکشند. از طرفی مسلمانها هم همه سرزمین را می خواهند و هیچ گاه صلحی حاصل نمی شود پس اثر کشورهای عربی و اسلامی چه: هر چه بدبختی و فلاکت داریم از صدقه سر همین کشورهای اسلامی است. سالها پیش اسراییل نیمی از فلسطین را گرفت. مصر و بقیه عصبانی شدند نصف دیگر را هم دادند و رفت. بعد هم که ما را بیرون کردند و ریختند توی کشورهای عربی و بیش از نیم قرن است که فلسطینی های بی وطن در بدبختی و فلاکت زندگی به سر می کنند. در اردن حتی فلسطینی ها را تحت شرایط سخت قرار میدهند تا داستان فلسطین یادشان نرود. در لبنان از بدبختی و فلاکت جان میکنند و امروز حتی در خود فلسطین اجازه خروج از کشور را به فلسطینی ها نمیدهند نکند که فلسطین از فلسطینی ها خالی شود و آماده بهره برداری اسراییل شود. زندگی ما شده است بدبختی و فلاکت. ایران بازی هالوکاست را راه میاندازد. صدام به ایران حمله میکند.به کویت حمله میکند همه و همه را به نام فلسطین انجام میدهند. نه ایرانی ها ما را دوست دارند و نه عراقی ها. سوری ها کلی آدم را به کشتن میدهند تا برای جولان بتوانند چانه زنی کنند. یک ایرانی به من میگفت از دولت ما چه قدر پول میگیرد. سرافکنده گفتم والله که جز ضرر و خسارت چیزی به من نرسانده اند. کاش کسی از ما حمایت نمیکرد. ملت ما امروز نه آموزش دیده است. نه مملکتی دارد. نه زمینی دارد و نه تضمینی برای زندگی .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 3:4 توسط علیرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه کشور ما خوب بود این همه ایرانی اینجا نمی آمد!
من می خواستم درس بخوانم. کنکور دادم اما وقتی حقت را می خورند. و... اینقدر خوانده بودم. اما این پدر سوخته ها. چرا همه حق درس خواندن ندارند. بیا ایران نشانت بدهم ببینی چه میگذرد. الان رفته از دارقوز آباد لیسانس گرفته و هیچ. نه کار دارد و نه حق درس خواندن جک میگویی. انگار فکر میکنی مردم بیکارند. همه ایرانی ها برای درس آمده اند. تمام بچه های ای ال اس. اگه ایران بگذارند همه بیایند. همان جا پولشان را خرج میکنند. ایران مزخرفه سیستمش دوسال کنکور و بعد سربازی. اگه دوسال سربازی میرفتی حالا حالیت میشد. جک میگی تو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱ همین دختر..... مگه اینه علافن. اگه اونجا میتونستن مگه می اودن نگاهی به اطرافت بنداز همه مردمی که دلشان پر است آواره شده اند چون دلشان پر است. میری کنکور بدی ۵۰٪ شهدا٬ ۲۰ درصد جانبازان و...... آزاد بدبخت. ۸۰۰ تومان تو از ایران رفتی و نمیدانی مردم چه زجری کشیند. یک کنکور لعنتی و بچه هایی که از بچگی به دنبال کنکور اند. آزادی حق همه است! ----------------- اما آیا چنین است! واقعا همه ایرانی ها برای درس خواندن آمده اند! آیا درس خواندن در شبانه و آزاد ارزانتر از ایران میشود! مگر با درس خواند می شود سربازی را ماسمالی کرد! با یک مدرک بالاتر و بدون مهاجرت چه چیزی نسیب بسیاری از دوستان می شود! اما دنیای خرج کردن و صل به جیب بابا بودن البته قشنگتر است. در تهران هم اگر ماهی ۲ ملیون تومان مفت به شما بدهند معلوم است که خوش میگذرد! بعد کی گفته همه. بسیاری از ایرانیان بسیار موفق هم هستند. اما باور کنید بعضی هم فقط وقت و عمر و زندگیشان را تلف میکنند! و هم اینها دلیلش یک چیز است: بیکاری از سر بیکارسیت که همه به دنبال تحصیل افتاده اند. با دیپلم که کاری گیرت نمی آید. بعد لیسانس و داستان همین طور ادامه دارد. امروز در کشور ما برای درصد بالایی از فارغ التحصیلان هیچ کاری وجود ندارد. درمان البته درس خواندن نیست: شاید مهاجرت باشد اما قطعا درس خواندن نیست! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 5:57 توسط علیرضا
|
|
||