تبليغاتX
سرزمین جنوبی
خانه جدیدم هیچکجاست.به آنجا بروید
از چند روز قبل روزگار را در نیوزیلند میگذرانم. باز همان میز و صندلی همان آفیس و همان دوستان قدیمی. انگار همه چیز ثابت مانده است. اما به نظر می رسد تنها من هستم که بسیار عوض شده ام. اوکلاند دیگر آن شهر غریبه نیست. هزینه هایم بسیار کمتر از قبل و حتی در هفته اول چیزی در حد روزها و هفته های آخر ماندنم در اوکلاند شد. اوضا هم به نظر بهتر می آید. اینگونه که دوستان می گویند با ورود من به نیوزیلند به طور ناگهانی هوا بسیار خوب شده است و دیگر از طوفان و بارانهای شدید خبری نیست.

به هر حال با نام خدا زندگی جدیدی را آغاز میکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:34  توسط علیرضا  | 

تا چند ساعت دیگر پرواز مالزین ایرلاین به مقصد اوکلاند من از از سرزمین زیبای استوایی خارج میکند. اما داستان مالزی همچنان ادامه دارد.

در اینجا رسما از همه دوستانم به دلیل ملاقات نکردنشان پیش از پرواز صمیمانه عذر خواهی میکنم. باور کنید تا دیروز هر روز از صبح تا ۸ شب سر کار بودم. دیشب هم تا ساعت ۴.۵ صبح چمدانها را می بستیم.

چند لحظه پیش هم همسر مهربانم با پرواز ایران ایر راهی ایران  شد.


سفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا را ٪به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:57  توسط علیرضا  | 

چند روز پیش همراه با همسرم و برای آخرین تعطیلات مالزی سری به پارک آبی سانوی sunway  زدیم.

چشمتان روز بد نبیند اول از همه نفری 60 رینگیت برای پکیج دو پارک شارژ شدیم البته این تنها اول کار بود.

در ورود به پارک آبی برادران انتظامات خوردنی هایمان را گرفتند و بعد هم با تابلوی بزرگی مواجه شدیم که " ورود مجدد اکیدا ممنوع است". خوب معنایش واضح است. " شما باید از ما غذا بخرید". و همانطور که پیش بینی می شد با قیمتهای وحشتناکی رو برو شدیم.

یک نوشابه کوک 4 رینگیت نا قابل.

یه تیکه بیسکویت 10 رینگیت و....

خوب غذا را باید خورد مخصوصا که با کلی وجه ووجه زدن گرسنگی و تشنگی هم حتمی است. از طرفی دلت هم نمی آید بیرون بروی. 60 رینگیت پول کمی نیست. پس باید استفاده اش را هم برد.

به سراغ کمد های رختکن رفتیم. 5 رینگیت برای هر بار باز کردن کمد در نظر گرفته شد و سهم ما از این داستان 10 رینگیت شد.

در این میان کلید قفل در هم در حین بازی ها گم شد و 45 رینگیت جریمه شدیم.

از طرفی برای هر نفر دستبندی در نظر گرفته شده بود و برای گرفتنش می بایست 10 رینگیت دپوزیت داد. اما اگر کمش میکردی 50 رینگیت هم اضافه جریمه می شدی. برای گرفتن 10 رینگیتت هم می بایست در بیرون محوطه پارک و توی صف ایستاد و بسیاری از مردم هم اتای 10 رینگیتشان را به لقایش می بخشیدند.

اما از بازی ها بگویم. به نظر من Sunway  حتی 10 درصد لذت و شادی گنتینگ را ندارد.در حالی که قیمت تمام پارکهای گنتینگ به علاوه رفت و برگشت با تله کابین و یک وعده غذا تنها 47 رینگیت می شود. اگر هم کسی به دنبال پارک بزرگ آبی است Desa Park  گزینه بسیار مناسبی است و تنها با 25 رینگیت می شود بازیهای مشابهش را انجام داد.

در نهایت زمانی که کلی زمان برای پیدا کردن کلید کردم، به همسرم گفتم بیخیال یافتن کلید شو که این پدرسوخته ها برای ما نقشه کشیده اند. ده دقیقه دیگر اینجا بمانیم از ما به دلیلی طلب خسارت می کنند.

اما از جو آنجا بگویم که نیمی از مشتریانش ایرانی بودند. چرا؟ چون جای گرون اساسا کلاس دارد. حالا اهمیتی ندارد که به اندازه پولی که میدهی هم استفاده کنی یا نه. مهم فقط این است که گرون باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:41  توسط علیرضا  | 

متاسفانه مدت دو ماه است که به صورت تصادفی زمانی که از ایران با من تماس میگیرند صداهای  زشت س ک س ی شنیده می شود. در این مدت به طور تناوب از هر 5 تماس یکیشان به مکان نا معلومی وصل و شاهد این صدای آزاردهند می باشند.  تا به امروز تصورم این بود که این صداها تنها بر روی تلفن های منتسب به من به دلیل مشکلات شخصی گذشته شده اند تا به گونه ای  اعتبار حرفه ای ام را زیر سول ببرند. اما امروز متوجه شدم حدود ده درصد تمام تماسهای گرفته شده از ایران با موبایلهای مکسیس ( از بقیه شبکه ها خبر ندارم) به جای ارتباط با صاحب موبایل با این صدای زشت مواجهه می شوند و متاسفانه این صدا به قدری واقعی است که به مخاطب شما این اطمینان را میدهد که شما در حال س ک س هستید.

با توجه به مشکل پیش آمده زرورت دارد دوستان مالزی نشین هر چه سریعتر موضوع را به خانواده هایشان اطلاع دهند تا عوامل نامرد این اقدام نا جوانمردانه از دسترسی به اهداف پلیدشان باز بمانند.

مثلا فرض کنید دختری و یا همسری با هزار امید توسط خانواده محترمش به مالزی فرستاده شده است. فکر میکنم قابل درک است که برای خانواده این دختر با شنیدن این صدا چه  حسی به وجود می آید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 5:39  توسط علیرضا  | 

امروز ایمیلی با این عنوان که حساب شما غیر فعال شده است دریافت کردم که می خواست با کلیک بر روی آدرس http://www.cimbclicks.com.my/  حسابم را فعال کنم. بعد از ورود به این سایت از شما درباره نام کاربری و پسورد را می خواهد.

این سایت جعلی است و در واقع با کلیک بر روی این لینک وارد سایت تبهکارانه http://www.active-xclicks.com/CIMB-Online.htm می شوید. با وارد کردن نام کاربری و پسورد : کد

تلفنی تان گه به وسیله اس ام اس فرستاده می شود خواسته می شود و با دادن این کد اکانت شما برای همیشه دزدیده می شود

و دار و ندارتان به سرقت می رود.

دارو ندارتان هم که دزده شد پیام این صفحه برایتان می اید:


http://www.active-xclicks.com/Finish.html

------------------------------

خبر تکمیلی: چند دقیفه بعد بانک با من تماس گرفت و گفت که اکانت شما مورد دسترسی یک باند تبه کار قرار گرفته. لذا این

اکانت تا 3 روز دیگر بسته خواهد ماند تا امکان خرابکاری از بین برود.


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:18  توسط علیرضا  | 

دوستی درباره هزینه زندگی در نیوزیلند پرسیده بود و لینکی را معرفی کرده بود که به نظر من هم مناسب آمد:

http://www.auckland.ac.nz/uoa/home/for/international-students/is-tuition-fees-and-costs/is-cost-of-livin

البته توضیحاتی لازم است:

اول اینکه این قیمت ها برای یک نفر و اجرایه یک اتاق است. وگرنه اجاره یک خانه کوچک هفته ای 250 تا 400 دلار است.

سایر قیمت ها هم کاملا واقعی است. لذا به نظرم سایت مورد نظر می تواند منبع خوبی برای آگاهی از هزینه های زندگی در نیوزیلند باشد. اما نیوزیلند کشور اینترنت است. همه قیمت ها زا می توانید از اینتزنت در بیاورید:

فروشگاه مواد غذایی: www.foodtown.co.nz

تلفن اینترنت و هزینه هایش: http://www.telecom.co.nz/homepage

اجاره و خرید ملک و ساختمان : www.realestate.co.nz

و خلاصه هر چیز دیگر را اینترنتی می توان درآورد.

به عقیده من برای یک فرد مجرد هفته ای 300 تا 400 دلار برای زندگی لازم است

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:46  توسط علیرضا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:58  توسط علیرضا  | 

بعد از رفتن خاتمی رای دادن انتخاب از بین کاندیدا ها شاید چندان راحت نبود. یکسو موسوی و یکسو هم کروبی.

اما امدن هر کدام از آنها بی شک در قدم اول باعث بهبود روابط با سایر کشورها و بهبود اقتصاد ایران و کاهش فشار اجتماعی می شود. شخصا از کروبی به عنوان رییس جمهور خوشم نمی آید. چون چندان به اعصابش کنترل ندارد. او بی شک در جریان جمعه سیاه مقصر است. اما امروز با برنامه های جدیدی آمده است. تیم کارشناسی کروبی واقعا عالی است و نظرات اقتصادی زیبایی هم دارد. طرح کمک نقدی به خانواده ها٬ سهامی کردن پول نفت و... در نگاه اول مسخره است اما من به عنوان یک مهندس که خود را متخصص محاسبات و ریسک پذیری پروژه های برقی هم میدانم٬ این طرهها را قابل اجرا ارزیابی میکنم. این یک واقعیت است. پول نفت برای همه ملت ایران است و توزیع فعلی آن ناعادلانه و غیرقابل قبول است. علی رغم آنکه توهین های دوستان را هم میدانم اما شجاعتش را دارم که بگویم طرح توزیع یارانه های احمدی نژاد و همچنین طرح سهام عدالت در صورت اجرای صحیح آن بسیار عالی است.

اما چرا از موسوی حمایت میکنم. بیش از همه به این دلیل که رای آوردن موسوی روح امید را در ایرانیان زنده میکند. موسوی میتواند سمبل وحدت ملی باشد. هم مذهبی ها و هم غیر مذهبی ها او را دوست دارند. از طرفی او آدمی آرام و مصمم است. با کسی تعارف ندارد و کارش را به پیش می برد. رویه کاری او نشان از اعتقاد او به کار کارشناسی است اگر چه در این مورد کروبی قوی تر است. به نظرم موسوی بهترین است چون مصمم بودن٬ جدیت و پرکاری را از احمدی نژاد دارد و همانند او می تواند مورد اعتماد و تایید حکومت باشد. گفته ها و میثاقش نشان از تعهدش بر اصلاحات و گسترش آزادی دارد و از طرفی اهل تشنج و ایجاد مشکل هم نیست.

در روز رای گیری حدود ۱۵۰۰ کیومتر از نزدیکترین صندوق رای گیری دورم. اما اگر می توانستم برای سربلندی و رفاه میهنم  رایم را به موسوی میدادم

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:28  توسط علیرضا  | 

چندی پیش دانشگاه های دیگری هم به لیست دانشگاه های معتبر ایران وارد شد تا این لیست بیش از پیش غیر قابل قبول و غیر واقعی شود. واقعا جالب است در حالی که بسیاری از دانشگاه های برتر جزو لیست نیستند اما انبوهی از دانشگاه های بی اعتبار اقصی نقاط جهان را در لیست می بینیم.

  1. سیستم ایران سیستمی جدا از همه دنیاست و کشور ایران می خواهد به تنهایی برای تمام دانشگاه های دنیا تعیین اعتبار کند. در حالی که سیتم ارزیابی واشیینگتون تقریبا در تمام دنیا مورد قبول و وثوق کشورهای مختلف برای ارزیابی دانشگاه ها و مدارک حرفه ای است.
  2. سیاست وزارت علوم: با نگاهی به لیست دانشگاه ها به سادگی می توان تفاوت فاحش دانشگاه های مورد قبول در کشورهای مختلف را دید. به عنوان مثال در تایلند که کشوری مشابه مالزی است تنها دو سه دانشگاه مورد تایید قرار گفته اند در حالی که در مالزی به استثنای لیم کک وینگ( به دلیل مسایل اخلاقی) تمام دانشگاه های منطقه سلانگور و بسیاری از کالج های خصوصی مورد تایید قرار گرفته اند.
  3. موضع شخصی: بسته به حضور افراد در وزارت علوم سیستم ها متفاوتی برای ارزیابی وجود دارد. مثلا در مورد آمریکا و آلمان (بخش دولتی) پس از نوشتن کلی نام دانشگاه در پایین لیست نظر وزارت علوم را منوط به ارزیابی کشور آمریکا کرده است و در واقع پای خود را از ارزیابی کشور آمریکا و آلمان کنار کشیده است. دلیل این کار احتمالا حضور تحصیل کرده های این کشورها در وزارت علوم است که میداند در این کشور سیستم رتبه بندی و امتیاز دهی دقیقی وجود دارد.
    اما در مورد کشورهای سنگاپور٬ نیوزیلند و استرالیا به طرز عجیبی به رتبه بندی غیر منصفانه دانشگاه ها زده اند. در حالی که در این سری کشورها دانشگاه (یونیورسیتی) تنها توسط دولت راه اندازی و تاسیس میشود و اساسا تا زمانی که استاندارد آموزشی خاصی وجود نداشته باشد اجازه ایجاد یک رشته در آن دانشگاه داده نمی شود. به عنوان مثال دانشگاه تکنولوژی سنگاپور مدتی پیش فقط دانشجو در حد لیسانس داشت و وزارت علوم هم این دانشگاه را رده دوم و تا حد لیسانس ارزیابی کرد اما چندیدن سال است که با ارتقای آن به   یکی از معتبرترین دانشگاه های اسیا تبدیل شد.
  4. مدرک سازی بعضی ها: دانشگاه های کلی ارزش و بها به اعتبار سنجی کشورها میدهند چون کسی آنها را قبول ندارند و با صرف هزینه های سنگین مدارک بسیار شیک و مرتبی از سیستم آموزشی شان میدهند. کاری که دانشگاه های ارزشمند معمولا زیاداهمتی به آن نمیدهند.
  5. بازگشت فارغ تحصیلان: یکبار با وزارت علوم در مورد یک دانشگاه تماس گرفتم و آنها به من گفتند تا به حال هیچ کس درخواست ارزیابی مدارکی از این دانشگاه را نداده است لذا تاکنون اعتبار آن بررسی نشده است. شما بروید شاید قبول کردند!!!!!!!!!!!!!

شاید چاره همین این مشکلات پذیرش سیستم بین المللی و البته تلاش در تکمیل و قبول آموزش های انجام شده در ایران در سیستم بین المللی است. وقتی که ده ها کشور پیشرفته میگویند یک دانشگاه معتبر است چرا ما بگوییم نه و زمانی که یک دانشگاه حتی در همان کشور هم اعتبار ندارد چرا مدارکش را در ایران معتبر بدانیم

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:12  توسط علیرضا  | 

سشنبه هفته پیش در حالی که برای میتینگ های بی خود و بی سر وته دانشکده مهندسی به اتاق میتینگ روم رفته بودم در بازگشت با صحنه وحشتناکی روبرو شدم.

یادگار سالهای تنهایی مالزی و نیوزیلندم رفته بود و دست ناپاکی برای دزدیدن فایلهای امتحانی دانشگاه از طریق پنجره اتاقم در دانشگاه لپتاپم را دزدیده بود.

البته لپ تاپ به خودی خود قیمت چندانی نداشت. اما با توجه به وجود اطلاعات پروژه ای نرم افزارهای خاص مهندسی. مقالات کارهای نیمه تمامم برای شرکت های مشاور و ....بر اساس نظر پلیس 12000 رینگیت خسارت به من وارد شد.  البته خسارت معنوی ناشی از از بین رفتن مجموعه عکس هایو فیلم هایم از ایران مالزی سنگاپور و نیوزیلند. مجموعه خاطراتم در مالزی و.... را هم باید در نظر گرفت. و تنها دانشگاه امکان پرداخت تا 1000 رینگیت را به من دارد که آن هم معلوم نیست تا چه حد واقعیت داشته باشد. تازه با توجه به نشت سوالات امتحانی مجبور شدم سوالات دیگری مطرح کنم و کلی از وقت و انرژی ام گرفته شد.

چندی پیش هم در وسط خیابان با چکش به جان یکی از همکارانم به نام "پروفسور عزیز" افتادند و شانه های این پیرمرد بیچاره را شکستند تا لپ تاپش را بدزدند.

دوستان بخوانند:

تمام تلاشم را در تغییر پسوردهایم انجام داده ام اما امکان دزدیده شدن پسوردهایم در بعضی سایتها وجود دارد. لذا در صورت دیدن پیام نامربوط پیشاپیش مرا ببخشید

پیشاپیش از نشت احتمالی هر آنچه بر روی کامپوترم به امانت گذاشته بودید شرمسارانه معذرت می خواهم. اما هر اطلاعاتی ممکن اس باعث پیداشدن دزد لپ تاپ شود.

3000 رینگیت جایزه برای هر اطلاعاتی که موجب پیدا شدن دزد لپ تاب شود تعیین شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:3  توسط علیرضا  |