تبليغاتX
سرزمین جنوبی
خانه جدیدم هیچکجاست.به آنجا بروید
تا به حال اکثر چیزهایی که از این جزیره غریب گفتم بیشتر اعتراض بود و مقایسه هایی که همیشه نیوزیلند کم می آورد. اما نیوزیلند واقعا هم زیباست. در این پست سعی میکنم گوشه ای از واقعیات سرزمین کیوی را بیان کنم:
  • نیوزیلند در ابتدای خط تقسیم کره زمین قرار دارد بگونه ای که اولین جایی که روز شروع می شود نیوزیلند است. در سال 2000 تعداد زیادی توریست برای اینکه جز اولین نفراتی باشند که آغاز هزاره جدید و به عقیده ای پایان جهان را ببینند به نیوزیلند آمده بودند.
  • آزادی در سطح بسیار بالایی در نیوزیلند وجود دارد و از این نظر در بالاترین استانداردهای جهان قرار دارد. تقریبا همه چیز تا زمانی که به دیگران آسیب نرساند آزاد است (ظاهرا این شامل مصرف داروهای روان گردان نمی شود. دوستان اگر اطلاع دارند اصلاح نمایند)
  • سطح امنیت اجتماعی و حمایت از حقوق انسانها نسبتا بالاست. علارغم آزادی که ذکر شد مسایلی مانند تنها گذاشتن کودک زیر 12 سال و یا مصرف مشروبات الکلی در خیابان و یا فروش آن به افراد زیر 18 سال جرم جدی تلقی میشود و با برخورد پلیس مواج میشود. البته مانند هر کشور دیگری دزدی هم به هر حال اتفاق می افتد.
  • در مقایسه با بسیاری کشورها حمایت اجتماعی خوبی از فقرا دراد. البته نه به اندازه  کشورهای سوسیالیتی همانند سویس و یا کشورهای سوسیال دموکراسی دیگر مثل استرالیا انگیس و..
  • اوضای کاری برای مردم اینجا بدک نیست و به هر حالبرای  هر نیوزیلندی بلاخره کاری پیدا می شود. هر چند که ممکن است از نظر او متناسب نباشد.
  • درصد مالیات متاسفانه بسیار بالاست و همه مردم مالیات میدهند. حداقل مالیات 19 درصد و تا 44 درصد هم می رود. این همه داستان نیست. هر جیزی هم که بخرید بفروشد و کلا هر کاری بخواهید بکنید دولت از شما مالیات می خواهد.
  • کودکان نیوزیلندی بسیار شادابتر از مودکان ایرانی اند. بسیار زودتر بزرگ می شوند. مستقل هستند و از همان بچگی کار می کنند حال از هر خانواده ای که می خواهند باشند. یک بچه 18 ساله کاملا بالغ است و اصلا بوی بچه ننه نمیدهد. به مسافرت دور دنیا می رود آنهم با پول خودش و کارگری در رستوران. (البته همه اینطور نیستند). و جز این نیست که یک نسل سختکوش می توانند یک ملت را بسیازند نه بچه ننه هایی که تنها هنرشان خرج کردن پول مامان باباست و به محض آنکه یک مشکل کوچک در زندگی برایشان پیش بیاید معتاد می شوند؛ طلاق میگیرند و... و از همین افراد هم ملتی به وجود می آید که واقعا بی عرضه است و حتی عرضه تغییر تصمیمات دولتشان را هم ندارند و کاملا بی غیرت و بی خاصیت شده اند.
  • تجارت واقعی است و قیمتها همه واقعی. قیمت های خیلی چیزها در نیوزیلند از همه جای دنیا شاید گرانتر باشد. خوب طبیعی است کرایه کشتی و همواپیما و انتقال بار واقعا بالاست. واقعی بودن قیمتها باعث ایجاد اقتصاد طبیعی می شود. در جایی که مثلا برق با سوبسید بسیار زیاد عرضه می شود دیگر انگیزه ای برای تولید و ایجاد نیروگاه در بخش خصوصی نمیماند. و یا اینکه کلی از منابع زیر زمینی ما در کشور خشکمان که حتی آب برای خوردن هم وجود ندارد صرف تولید گندم شده تا خودکفا شویم و همه اینها هم مدیون تلاش دولت در خرید تضمینی گندم به قیمت بالاتر از قیمت جهانی است
  • مردم از نظر بدنی سالم ترند(هم نسبت به ایران هم مالزی) چرا؟ نمیدانم
  • سرعت راه رفتن مردم عادی در خیابانها بیش از 2 برابر این سرعت در مالزی و بیشتر از این سرعت در ایران است.
  • آخر هفته ها همه خوشند. بارها و کلابها پر از بچه های 18 تا بیست و سه چهار ساله است و بزرگتر ها هم همه با پارتنرهایشان آخر هفته را سر میکنند.
  • تکنولوژی ارتباطات و همچنین تکنولوژی امنیتی کاملا به روز استفاده می شود. در همین ساختمان ما همه جا با دوربین چک می شود و تمام درها مجهز به قفل الکترونیک می باشند و ورود و خروج هر کسی چک می شود.
  • تمام حساب و کتابهای بانکی چک می شود و دولت از طریق حساب کتابهای بانکی شما مالیات برایتان می فرستد و کارهای اقتصادی شما ره زیر نظر میگیرد. لذا فساد اقتصادی بسیار کم است و امکان پول شویی هم پایین است.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 1:55  توسط علیرضا  | 

دیروز با چند تن از از دانشجوهای جندین مرکز تحقیقاتی در دانشگاه صنعتی آکلند و سپس در دانشگاه آکلند ملاقات کردم و جالب اینکه حتی یکنفر دانشجوی نیوزیلندی هم در جمع بچه ها نبودند. دانشجوها از همه جا به چسم می خوردند. هند با بیشترین تعداد پیشتاز بود و بعد هم چین، و سایر کشورهای آسیایی  اروپایی آمریکایی و آفریقایی. از همه قاره ها و تمام نقاط کره زمین دانشجو بود اما از اقیانوسیه ( استرالیا و نیوزیلند) کسی نبود. در مقاطع لیسانس و زیر لیسانس البتهاکثریت با محلی ها است اما باز هم کلی دانشحوی عرب اروپایی و... میتوان در بین آنها یافت.البته دانشجوی خارجی گرفتن هم واقعا هنر است مخصوصا که بدانید شهریه خارجی ها بیش از 3 برابر محلی هاست
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 23:14  توسط علیرضا  | 

همیشه فکر میکردم که بچه های خارجی ها می بایست خیلی اوضاشون بهتر از ما باشه. باید بتونن زندگی کنن. امنیت داشته باشن و آزاد باشن تا اینکه با خودم در دیار خارجی ها خارجی شدم. دوستم از یکی از کشورهای قدرتمند شمال اروپاست.فقط ۲۲ سال دارد و هر روز را در یک پارکینگ شلوغ میگذراند تا هزینه زندگیش بگذرد. برایم تعریف میکرد که چطوری مشتری هایی که پرداخت ۸ دلار هزینه پارکینگگ برای نیم ساعت برایشان سنگین بود گاهی حتی داد و فریاد به راه می انداختند غافل از اینکه این بنده خدا حقوقش از هزینه پارک یک ماشین ۲۰ درصدی هم کمتره. امروز با هم صحبت میکردیم و میگفت که متاسفانه نتونسته هزینه تحصیل ترم آینده رو جور کنه و خانوادش هم گفتن اینقده پول ندارن. در به در به دنبال مهلت گرفتن از دانشگاه و قرض گرفتن پول از بستگانش بود.

این البته کاملا طبیعیه. خیلی از بچه های غربی از همون سالهای اول جوانی خودشون خرجشون رو در میارن. برای دانشجوها البته دولت ها یه امتیازاتی رو قرار میدن. مثلا بچه های امریکایی هر جا که درس بخونن میتونن هزینه تحصیلشون رو وام بگیرن و بعد هم سالها باید قسمت قابل توجهی از درامدشون رو برای پرداخت اقصات کنار بگذارن.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 19:18  توسط علیرضا  | 

چه غیر منتظره بود داستان رفتنش. یادش به خیر " کاغذ بی خط" "روزی روزگاری" "هامون" " خانه سبز".  پنجره را باز کن که کوچه بوی غم کاهگل میدهد. وای اگر پرنده .... خواهد مرد و عشق یعنی...

او رفت به جایی خیلی دور . اما خاطره اش با میلونها ایرانی خواهد ماند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:24  توسط علیرضا  | 

یادش به خیر دوستم حمید رضا. زمانی که در ملنیوم کرت ساکن بودم گاهی به شوخی گوشه خیابان کناری ملنیوم کرت را نشانم میداد و میگفت آخرش بی خانمان می شی و میفتی اینجا. مدتها از آن زمان گذشت اما هر بار که باهم از آنجا رد میشدیم آن گوشه را نشان میداد و با هم می خندیدیم. اما تا این روزها خیابان خواب واقعی ندیده بودم. آنهم در سرما.... که میداند شاید ما هم روزی به آنها پیوستیم. کسی چه میداند.

مرکز شهر آکلند همیشه هم زیبا نیست. چنانچه بعد از ساعت ۱۰ شب بیرون بروید با صحنه های بسیار متفاوتی روبرو خواهید شد. بله اینجای هم خیبابانهاش در شب خیلی با آسمان ایران و هند و سایر کشورهای بدبخت متفاوت نیست. در هر چند متر میشه یک خیابان خواب پیدا کرد. آنهم در سرمای زمستانی آکلند. بعضی هاشون گدایی می کنن بعضی ها ساز میزنن و بعضی ها هم رمقی در جان ندارن که کاری کنن.

البته اکثر اینا مفلوک ها و درمانده ها مرد هستن. خوب دلیلش هم روشنه. زن ها قبل از اینکه به این فلاکت بیفتن میتونن در کارهای در به قول خودشون صنعت جنسی شرکت کنن و جور دیگه ای تن به فلاکت بدن. البته اینجا برای مردها هم از این کارها هست اما نه هر کسی.

واقعا تصورش مشکله. زمانی که با مالیات دهنده ها صحبت میکنی همه دادشون به هواست که این مالیات ما رو به .... داد. همه از این میگویند که آخه ۳۳ درصد مالیات چه خبر است که از ما بگیرند و به آنهایی که کار نمی کنند بدهند. یکی از همین دوستان می گفت آنها حتی دادش به هوا بود که شندیده ام دولت هفته ای ۷۰۰ دلار به یکی از اینها میدهد. بلافاصله من پرسیدم پس این همه مفلوک اینجا چه میکند: که لو گفت "آنها خودشان این مسیر را انتخاب کرده اند". چه قدر از واقعیت تا شایعات فاصله است.

اگر دولت اینقدر به بیکارها پول میدهد پس چرا این همه آدم برای شاگرد رستوران شدن و یا کارگری ساده با حداقل حقوق تلاش میکنند.

حداقل حقوق اینجا ۱۰ دلار بر ساعت است. چنانچه با دید ایرانی به این رقم نگاه کنید میگویید که واقعا زیاد است. اما...

اولا که گیر اوردن همین کار هم ساده نیست. بیشتر هم در بخش خرید و فروشه که خوشگل بودن و سرزبان داشتن از عوامل مهم گرفتن کاره. البته کارهای سنگین و کشاورزی هم هست که از عهده هر کسی بر نمیاد. گیر اوردن کارهای دیگه هم مهارت قبلی می خواد. اونا هم کمی بیشتر از ۱۰ دلار میدن. مثلا به ۱۵ دلار حقوق یک کارگر خیلی خوب و ماهره.

ثانیا یه خونه دو اتاقه اینجا کرایه اش ۳۰۰ دلار بر هفته است و حدود همین مبلغ  هم باید برای مخارج برق و آب و.... بدید.

حالا حتما میگید که این مبلغ توی شهره میشه ارزونتر پیدا کرد در حومه ها: نه که نمیشه. دلیلش اینه که در حومه خونه ی کوچک و آپارتمانی اصلا پیدا نیمیشه. خونه ها اکثرا ۴ تا ۵ اتاقه اند با حیاط و...

حالا گیریم که ارزونتر پیدا شد. کمترین بلیط اتوبوس اینجا (تا حدود ۴.۵ کیلومتر) میشه ۳.۲ دلار.

خوب نتیجه این میشه که اکثر مردم اینجا در شهرها در خانه شخصی زندگی نمی کنن. یک زوج معمولا میان و یه اتاق از یک خونه را اجاره میکنن. خوب خودتون قضاوت کنید اگه کمک های دولتی اینقدر زیاد بود همچین چیزی اصلا ممکن بود.

این وضعیت نیوزیلند ه. کشوری که خیلی ها میگن ساختارش سوسیالیستی ه. خدا به داد مردم کشورهای سرمایه داری برسه.

در اینجا زندگی اصلا تعارف با کسی نداره. زن و شوهر هر دو باید کار کنند تا زندگی بچرخه.

البته چنانچه کارهای سطح بالا گیرتون بیاد اوضا بهتر میشه اما نه خوب. یک مهندس و البته یک دکتر تازه استخدام در دانشکاه تقریبا میتونه ساعتی ۲۵ تا ۳۵ دلار درامد داشته باشه که بعد از کسر مالیات هفته ای حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ تا براش میمونه و این پول تقریبا برای اجاره یک خونه و مخارجش و غذا کافیه اما پس انداز واقعا سخته(جالب اینه که این همون مبلغیه که ادعا میشد این خیابان خابهای مفلوک میتونن بگیرن). بالاترین حقوق ممکن قابل پرداخت در سیستم دولتی هم پس از کسر مالیات دو برابر این مبلغ  میشه.

-----------------

پی نوشت:

  1. ظاهرا به دلیل تورمهای اخیر حداقل دستمزد به 12 دلار اضافه شده است
  2. بعضی از دوستان در مورد خیابان خوابها میگفتند که ظاهرا آنها هم مثل معتادهای وطنی هستند و توانایی تامین مخارج اعتیاد و تهیه دارو را ندارند لذا به این روز افتاده اند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 20:50  توسط علیرضا  | 

الان تصمیم گرفتم مطلبی در وبلاگ بنویسم اما چیزی که الان خیلی نگران کننده است خراب بودن آبگرم کن است. سه روز است که جناب آبگرمکن دارد بازی در می آورد و در سرمای ۹ درجه زمستانی آکلند ما را اسیر خود کرده است. امروز و مخصوصا به دلیل اینکه قرار کاری مهمی داشتم دل به دریا زدم و با آب سردی که درجه دماسنج رقم ۷ درجه سانتیگراد را نشان میداد دوش گرفتم و با تمام وجود احساس یخ زدن کردم. الان هم که ۲ نفر از همخانه هایم که یک زوج محلی هستند به خانه یکی از همسایه ها رفته اند که دوش بگیرند اما خوب من همچین شانسی ندارم. امروز هم تکنیسین بعد از کلی ور رفتن با آبگرمکن عرض فرمودند که مشکل از آب گرمکن نیست بلکه مشکل از کابل های برقمان است. فردا هم اگر مشکلی پیش نیاید عالیجناب سیم کش می آید تا شاید مشکل را حل کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:47  توسط علیرضا  | 

دیروز روز جالبی بود درحالی که با یکی از دوستان افریقایی همراه بودم ناگاه ایشان به من گفت اینجا مسجد خیابان ولسلی است. یکدفعه چند نفر از مسلمانان بسیار مذهبی با ریش های بلند و قیافه های عجیب به زور از ما خواستند که به دعایشان بپیوندیم. من هم بنا به احترامی که برای همه مذاهب دارم و همچنین علاقه شخصی ام به سر در آوردن از مذاهب مختلف با آنها همراه شدم و بعد از خلاصه این دوستان شروع به خواندن یک سرس مناجات ها کردند. و بعد هم همه آمین گفتند.(چیزی که نمیدونی آخه چرا آمین میگی!!!).
بعد هم یکی از آقایان شروع به صحبت با ما کرد که ما یک گروه مذهبی از مسجد امیر المومنین عمر هستیم و هر هفته برای برگذاری نماز و ارشاد مردم به اینجا می آییم. برای خدا هر جور شده این ساعات را خالی کنید و در مراسم ما شرکت کنید.طبق معمول هم شروع به پرسیدن کس و کارمان کردند. (البته با لهجه نیتو انگلیسی اینجا). نمی دانم که چرا روی من زوم کزده بود.
از من در نهایت هم در مورد ملیتم پرسید که گفتم ایرانی هستم. بنده خدا مدتی مکس کرد و بعد گفت چه فرقی میکند همه ما برادر هستیم. من هم که کلا از بردار شدن بدم نمی اد سری به نشانه تایید تکون دادم و یک خداحافظی گرم با دوستان انجام دادم. در راه دوستم هم از من خواست که با هم به مسجد برویم که دیدم دیگه برادری بسه و بهش گفتم با اجاره من باید برای خرید برم و میدونی که مغاره ها هم ساعت 8 می بندند. از ایشان جدا شدم و به دنبال خرید ماهیتاج زندگی روزمره ام رفتم....
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 0:46  توسط علیرضا  | 

در نیوزیلند مشابه هر کشور دیگری بانکهای متعددی وجود دارد با خدمات بانکی متفاوت اما نکته ی عجیب سود و کارمزدهای بسیار بالای این بانکها است. برای نگهداری پولهایتان چنانچه کمتر از 5 هزار دلار باشد باید ماهانه 2 دلار بپردازید. هر بار تراکنش بانکی هم بین نیم تا 5 دلار هزینه اضافه بر شما تحمیل می کند. نرخ بهره بانکی هم به طور  بسیار عجیبی بالاست و بسته به نوع وام بانکی بین 13 تا 22 درصد می باشد. در عین حال سود سپرده سرمایه گذاری در بالاترین حدش 8.5 درصد است.
از گفته های بالا پیداست که بانکداری و سرمایه گذاری می بایست بسیار پرسود باشد که البته همین طور نیز است. علاوه بر بانکها موسسات مالی بسیار زیاد دیگری هم به تبلیغ برای سرمایه گذاری با بهره حدود 9.5 درصد می کنند اما هنوز این رقم با آنچه که باید باشد تفاوت اساسی دارد.
از طرف دیگر در مورد خطوط تلفن سیار هم سه شرکت مخابراتی مشغول به کار می باشند که از انشعاب شرکت دولتی تله کام (به دلیل قانون مبارزه با انحصار) ایجاد شده اند. اما نرخ های مکالماتشان تقریبا مشابه است و در این بازار بدون رقابت بالاترین نرخ تلفن همراه را در جهان به مشتری تحمیل کرده اند.
با توجه به حداقل دو موصوع فوق به نظر من به راحتی می توان رده پای انحصار چند اسمی در بخش های مختلف این کشور را مشاهده کرد. وگرنه امکان نداشت رقابت چند شرکتی جایی برای ایرن نرخها آنهم در کشوری مانند نیوزیلند بگذارد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 18:18  توسط علیرضا  | 

ماوری ها ساکنین اولیه سرزمین نیوزیلند هستند. افرادی با جسه های بسیار بزرگتر از معمول قد بلند و عموما فقیر.

در ابتدا ماوری ها را یا آفرقایی ها اشتباه می گرفتم اما تمایز آنها چندان مشکل نیست. بدنهای بزرگ و عموما چاق خاصه عموم آنهاست.

بومی های ماوری نسبت به سایر بومی آهای کشورهای انگلوساکسونی از امتیازات بالاتری برخوردارند. آنها در پارلمان نماینده های زیادی دارند و زبان ماوری در کنار زبان انگلیسی زبان رسمی نیوزیلند می باشد. تمام تابلوهای جاهای عمومی و مخصوصا دولتی هم دو زبانه است و در کنار انگیسی نوشته های ماوری هم دیده می شود. بر اساس شنیده ها درصد بالایی از خلاف ها و مشکلات در نیوزیلند مختص با ماوری ها ست. و سطح سواد نیز کمتر از جاهای دیگر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 21:13  توسط علیرضا  | 

 در نیوزیلند تقریبا همه چیز اینترنتی است. اگر می خواهید مسیرتان را پیدا کنید. اگر می خواهید خانه اجاره کنید کار پیدا کنید هم خانه پیدا کنید ماشین بخرید و یا وسایل دست دومتان را بفروشید تنها یک راه دارد و آن استفاده از اینترنت است. انترنت هم چندان ارزان نیست. هفته ای ۴۰ دلار برای یک خانه واقعا وحشتناک است اما راه دیگری هم ندارید. برای دادن اطلاعیه هم تنها از چند سایت خاص می شود استفاده کرد. مشهورترین آنها در نیوزیلند سایت " تریدمی" است با بیش از دو ملیون عضو از نیوزیلند ۴ ملیونی. و برای دادن اطلاعیه هم طبیعتا باید پول خرج کنید و از کارت اعتباریتان خرید کنید. ۱۹۶ دلار برای فروش خانه. ۶۹ دلار برای اجازه و.... . برای کردیت کارت هم کلی باید خرج کنید. ۴۵ دلار سالانه به همراه ۲۲ درصد بهره سالانه.  البته سود بانکی هم نسبتا بسیار بالا است و تا ۸.۵ درصد هم می رسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 9:59  توسط علیرضا  |