تبليغاتX
در سرزمین استوایی
این روزها بارانی است. هر روز چند ساعت باران واقعا شدید می آید. از این بارانها در اهواز هم می آمد اما فقط چند دقیقه به طول می کشید و معمولا هم همراه با تگرگ بود. یکی از این بارانها در اهواز بیاید همه شهر را آب می برد. آنطوری که شنیدم در بعضی از نقاط هم سیل آمده است و چندی از مردم ایالت نگاری سمبیلان خانه و زندگی شان بر آب رفته است. این در حالی است که بر اساس شنیده ها در ایران نماز باران می خوانند تا باران بیاید. یکی از آقایان ظاهرا به وزیر نیرو هم چنین پیشنهادی داده بودند. البته درست است اکثر مالایی ها روزی ۵ دفعه نماز را حتما به جا می آورند و به همین دلیل است که اینجا این همه سیل میاد.

 

برای من هم امروز روز خوبی نبود. اگر چه امروز موفقیتی جالب توجه در زمینه کاری کسب کردم اما راستش را بخواهید حس خوبی ندارم. یک مقدار عجول بودن با انجام یک ریسک متحورانه سبب به وجود آمدن یک موضوع حاد در زندگی حرفه ای ام شده که جبرانش به نظر سخت باشد. به هر حال اینروزها را با مقداری گرفتاری ذهنی سپری میکنم تنها بر اساس تئوری پدرم سعی میکنم حفظ ظاهر کنم و مثل قبل شاد به نظر برسم تا از طئنه دوستان همکاران و مشکلات پس از آن خودداری کنم.به قول سعدی تا مصیبت دو تا نشود. 

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 2:0 |
بادمجان بم آفت ندارد. به رقم گزیده شدن قطعی از سوی جناب پشه دنگی خوشبختانه تا این زمان هیچگونه عوارضی که نشان از مبتلا شدن به تب دنگی باشد در من بروز نکرد و با توجه به دوره زمانی طی شده با اطمینان می توان گفت که خطر رفع شده است. ظاهرا تب دنگی تنها در اثر گزیده شدن نوع ماده این حشره به وجود می آید.

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 16:14 |
اندونزی  پس از پایان‏جنگ جهانی دوم توانست استقلال خود را در تاریخ‏17/8/1945 از هلند به دست آورد. پس از استقلال سوکارتو و سپس سوهارتو حاکمیت کشور را به دست گرفتند واندونزی هم پیمان و متحد  استراتژیک‏آمریکا و غرب شد. 

پس از آن که دولت اندونزی یک طغیان کمونیستی را در 1965 متوقف کرد، غرب اشتیاق بسیار یافت که با رهبر جدید و میانه رو اندونزی (سوهارتو) کار کند. اما این رهبر تازه و میانه روی اندونزی کیست؟ سوهارتو در 1965 با کمک ایالات متحده یک کودتای نظامی به راه انداخت و پس از آن ارتش اندونزی در عرض 4 ماه حدود صدها هزار نفر را قتل عام کرد! کسی تعداد دقیق آن را نمی داند!

 گشایش فضای باز سیاسی‏بر پیشینه خودکامگی‏های سوهارتو و همراه شدن آن با بحران‏های‏اقتصادی داخلی امواج اعتراض را برانگیخت و نیروهای سیاسی‏داخلی کشور فعال شده و حرکت‏های دانشجویی، احزاب سیاسی مذهبی وغیر مذهبی و در کنارآن رشد تمایلات جدایی‏طلبانه سرزمینی‏سوهارتوراوادار به‏کنارگیری ازقدرت نمود و دولت‏انتقالی (حبیبی) قدرت رابه‏دست گرفت.

تا اینجا مشخص است که سوهارتو باید برود و حتی باید محاکمه  شود. و همین طور هم شد. با شورش مردمی و انقلاب ملی سوهارتو برکنار شد و یک دموکراسی تمام عیار در اندونزی حاکم شد.

اما اوضا به خوبی پیش نرفت. اندونزی که یکی از پیشروترین کشورهای جهان در سرعت رشد اقتصادی و بهبود زندگیی بود به یکباره به یک کشور مفلوک و بدبخت تبدیل شد. تا چند سال پیش اندونزی وضعیتی بسیار بهتذ از مالزی داشت. واحد پول اندونزی در آن زمان از واحد پول مالزی بیشتر می ارزید و مالزی افرادی را برای الگو گرفتن از روند توسعه به اندونزی میفرستاد. کارخانه های متعدد و صنایع پیشرفته این کشور که با ایجاد روابط عمیق اقتصادی با غرب مخصوصا آمریکا و آلمان در بعضی موارد  حتی از کشورهای اروپایی هم پیش رفته بود. پس از انقلاب و دموکراسی به دلیل ناکارآمد بودن دولت و ضعف ساختاری حاکمیت قحطی و بدبختی سرایر کشور را فرا گرفت و اندونزی را به یکی از فقیرترین کشورهای جهان مبدل کرد. امروز با 2,911.79  روپیه اندونزی فقط می شود یک رینگیت خرید یعنی دقیقا معادل با ریال ایران. و بدین وسیله استقلال آزادی و دموکراسی به قیمت گرسنگی ملی به دست آمد

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 11:34 |

دو پست قبل به قول دوست عزیزم کسری حکایت درد بود. دردی که بسیار مشهود است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 21:14 |
الان ساعت ۳:۳۴ دقیقه است و بی خوابی مرا به وبلاگ بازی کشانده. همه جا آرام و زیباست. گاه گاهی صدای ماشینی از دور به گوش میرسد و بعد هم صئای مارمولک های عاشق دیار استوا. گاهی غورباقه ها و جیزجیزک ها هم اعلام وجود می کنند.  شب زیباست.
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 4:28 |
در هزاره ای جدید پس از گذشتن قرنها ما ایرانیها به کجا رسیدیم. انسان شدیم.  بارها و بارها در تلویزیون رادیو و کتابهای مذهبی میگویند اروپایی ها مثل حیوان زندگی میکنند و از انسانیت بی بهره اند. درست میگویند واقعا غربی ها انسان حیوان هستند.  انسانها آدرس و  شماره تلفنهایشان مخفی است. انسانها از همدیگر می ترسند. انسانها از گفتن دوستت دارم وحشت دارند . انسانها همواره فکر می کنند که دیگران می خواهند سو استفاده کنند.  انسانها نمی دانند که چه می خواهند. برای عاشق شدن به دنبال دلیل میگردند. اگر یک انسان بداند که دوستش دارید می پرسد چرا؟.وجودشان سرشار از ترس است چون دائما مورد تهدید بقیه انسانها هستند. انسانها از حیوانات نفرت دارند چون امیالشان را مخفی نمی کنند.  انسانها نه کسی را دوست دارند و نه دوست دارند کسی دوستشان داشته باشد چون زشت است.

 کاش در سرزمین انسانها به دنیا نمی آمد و مصیبت انسان بودن را تحمل نمی کردم. چند سال بعد از انسان بودن باید همچنان انسان بود. کاش یک آدمی بودیم با غرایز اصیل انسانی همچون یک آدم. مثل اروپایی های بدتر از حیوان.

 غربی ها که به تعبیری بدتر از حیوان ها هستند. زندگی ساده جوانان غربی و شرقی چه قدر زیباست. بارها در اتوبوس و مترو دختران و پسرانی را دیده ام که چه راحت به هم عشق می ورزند. چه قدر راحت حساب دوست خاص (دوست دختر/پسر نامزد و همسر) را از بقیه روابط جدا می کنند و دوستانه با همه ارتباط واقعا دوستانه دارند. تا به حال یک مورد هم ندیدم که یک چینی مالایی اروپایی استرالیایی و یا هندی شماره تلفنش را مخفی کند می خواهد دختر باشد یا پسر استاد دانشگاه باشد یا کارگر ساختمانی. چه با محبتند دخترها و پسرهای  غیر ایرانی . اولین کلماتی که از فارسی دوست دارند یاد بگیرند این است ترجمه جمله I Love You است. غافل از اینکه "دوستت دارم " سالهاست که در ادب این دیار مرده است. و جز در زبان بچه های چند ساله جایی ندارد. " دوستت دارم " در زبان فارسی توهین است. ایرانی تحصیل کرده خارج از کشور هم آن را توهین میداند چه رسد به مردم کوچه و بازار. بعضی ها هم آمدند و آن را تفصیر کردند و گفتند عشق زمینی باطل است. عشق باید آسمانی باشد. مثل عشق به الله مثل عشق مسیح به انسانها و این چنین عشق اصیل و واقعی بین انسانها را نابود کردند. آری در دیار ما عاشقی جرم است و کاری بس ناثواب و غیر انسانی. چه قدر دوست داشتم که از انسانیت و آسمانی بودن رها شوم. چه قدر دوست داشتم طعم عشق را می چشیدم و از این فرهنگ سراسر ترس و ریا راحت میشدم...

+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 1:9 |
حدود نیم ساعت پیش سر ساعت ۶:۴۰ که برای صرف چای به رستوران دانشکده رفته بودم یک فروند پشه به دستم را مورد اصابت قرار داد که به بوسیله دست دیگرم به شهادت رسید. پس از شهادت این موجود خونخوار دوستان مالزیایی تایید کردند که این پشه همان پشه پر آوازه دنگی است. بر اساس گفت دوستان همه این پشه ها بیماری زا نیستند و تنها راه کم کردن اثرات بیماری مصرف زیاد آب است. دنگی تاکنون چندین ایرانی را به بیمارستان کشانده است و هر ساله جان چندین نفر را میگیرد. البته عمده طلفات دنگی به دلیل عدم اطلاع از بیماری و عوارض آن است و به گفته دوست مالاییم در صورت مصرف زیاد مایعات اثرش بسیار کم میشود.
+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 20:46 |
چنانچه کسی تنها با دست کس دیگری را کتک بزند (یک به یک ) و در صورتی که مشخص باشد طرف مست بوده جریمه قانونی تنها ۵۰ رینگیت است ) مشابه قانون انگلیس) اما اگر طرف خارجی باشد علاوه بر جریمه دیپورت هم می شود. البته اگر اثبات شود که قضیه دفاع شخصی باشد مشکلی پیش نمی آید.

+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 11:51 |
نمایشگاه فرصتهای شغلی و تحصیلی مالزی- پینانگ. با حضور شرکتها و دانشگاه های مختلف برگذار می شود. همچنین در این نمایشگاه به صورت رایگان می توانید درباره نوشتن رزومه و درخواست کار از شرکتهای کاریابی مشورت بگیرید

مکان : (Penang International Sports Arena (Pisa

زمان : 25th - 27th April 2008
Time: 11.00 AM - 7.00 PM

برای دیدن لیست شرکتهای حاضر در نمایشگاه می توانید اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 11:44 |
با جایگزینی یکی از اعضای پارلمان انور ابراهیم که الان دوران محکومیتش در عدم تصدی مناسب دولتی به پایان رسیده وارد پارلمان می شود. ضمنا به زودی و در همین ماه انتخابات داخلی حزب آمنو برگذار می شود. یکی از دوستان با نفوذ گفت که به احتمال زیاد بداوی کرسی ریاست حزب و نخست وزیری را از دست خواهد داد.

+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 11:31 |
از دیروز عصر نمایش صفحات وبلاگ به صورت یکباره متوقف شد تا اینکه امروز صبح متوجه مشکل شدم. بلاگفا ظاهرا با کار تجاری وبلاگ ها و پخش آگاهی برای وبلاگهای پربیننده مشکل دارد. خوب ما هم بچه خوبی شدیم و تبلیغات شرکتهای هاستینگ را از وبلاگ حذف کردم و دوباره وبلاگ زنده شد.
+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 11:24 |
 صبحانه را معمولا با دوستان مالزیایی هم آزمایشگاهیم  در کافی تریا دانشکده مهندسی می خوریم. و در حین غذا خوردن همه گونه بحثی میکنیم. امروز بحث امنیت جانی و انفجار در ایران و عراق بود و برای اولین بار نتوانستم بگویم که" ایران با عراق فرق میکند و فقط شبیه به هم نوشته میشوند. ایران امن است و جنگ مذهبی جایی در ایران ندارد". واقعا حس خیلی بدی است که هموطنانت برای آنچه هزاران سال پیش اتفاق افتاده و هیچ تاثیری بر زندگیشان ندارد همدیگر را بکشند. به قول دوستانم: "مشکل این میدل ایست ها چیه. آخه مگه ممکنه آدم فقط به خاطر عقیده کسی را بتونه بکشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ساعت ۱:۰۹ بعد از ظهر:

سردار علي مويدي افزود: "علت انفجار سهل انگاري بود." فرماندار شيراز هم گفت: "کسي در رابطه با ‏اين انفجار دستگير نشده و هيچ گروهي مسووليت آن را برعهده نگرفته است."

هر چند که کشته شدگان شیراز هم وطنان ما هستند و مرگهم وطنان همه را ناراحت خواهد کرد اما اینکه هموطنان دیگری مسول آن باشند و به دلیل عقاید افراطی گروه دیگر منطق و گفتگو را رها کنند و دست به خشونت بزنند بسیار بدتر خواهد بود و ممکن است سبب خشونت های زنجیره ای شود. چه خوب میشد اگر همه به هر مذهبی که اعتقاد دارند به حقوق انسانی دیگران احترام بگذارند.

کامنت امین را خواندم. خدا کند که اینگونه نباشد. برای فرزندان کوروش و داریوش که اولین منادی آزادی بیان و عقیده بودند زشت است که اهل جنگ مذهبی باشند.

+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 11:3 |

هزینه درخواست پذیرش در یو کی ام تا چند هفته پیش تنها 30 رینگیت بود ولی الان شده 100 رینگیت شده.

تست پزشکی در بدو ورود که تنها 90 رینگیت بود الا شده 250 رینگیت.

کرایه اتاق در خوابگاه های یو کی ام تا ترم پیش روزی 7 رینگیت بود که الان شده 10.5 رینگیت.

دانشگاه های دیگر هم تقریبا همین اوضا را دارند.

خان های پانتایی پاناروما که دوسال پیش با 1200 رینگیت میشد اجاره کرد الان به قیمت 1800 تا 2000 رینگیت رسده اند.

پکیج گنتینگ هایلند که 33 رینگیت بود الان شده 68 رینگیت

دسا پارک 15 رینگیتی هم شده 25 رینگیت.

از طرفی هم شواهد نشان میدهد که فلوشیپهای دانشگاه در یوام و یوپی ام دیگر شامل دانشجویان خارجی نخواهد شد.

مالایی ها ظاهرا تازه متوجه شده اند که این خارجی های میدل ایست با خارجی های دیگه فرق میکنند.

تصور قبلی آنها از دانشجوی اینترناسیونال دانشجویانی از کشورهای فاجعه زده اندونزی فیلیپین لائوس کامبوج  ویتنام تیمور و یا دانشجوهای کشورهایی ترکیه٬ تایلند٬ سنگاپور  و بوسنی که معمولا ازطبقه محروم و برای رشته های اسلامی برای تحصیل امده اند بود.  دانشجوهای اکسچنج امریکایی ژاپنی آلمانی و غیره هم که مورد حمایت  دانشگاه دارند.

دانشجوی کشورهای خاورمیانه یعنی جایی که به نطر اهالی این دیار در زیر پای مردم نهرهای پول جاریست بهتر است خرج کند و پول بیشتری بپردازد. تنها کشورهای خاورمیانه که دولت از دانشجویانشان حمایت نمی کند ایران و عراق هستند. بقیه کشورها حتی کشورهای بدبختی مانند مصر و یمن هم بورسهایی هر چند کم به تمام دانشجوهای خود در خارج از کشور میدهند. البته وضع ایرانی ها و عراقی ها هم بدک نیست. متوسط مخارج یک دانشجوی ایرانی در مالزی حدود  دو تا دونیم برابر یک اندونزیایی است. در آینده مطالب جالبی را از راه و رسم زندگی آسیایی ها و اروپایی ها خواهم نوشت
+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 3:6 |

در حال حاضر در شهر بنگی Bangi زندگی میکنم در کالج المرباوی Almarbawi. خانه من تقریبا دو کیلومتر از در اصلی دانشگاه فاصله دارد. و از جمله خانه هایی است که دانشگاه ملی مالزی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی فراهم کرده است. خانه ای بسیار ساده با دو اتاق اشپزخانه ای بدون فرنیش و سرویس و  دسشویی بدون آب گرم و کولر. هر خانه به طور معمول به سه نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی مجرد و یا یک خانواده داده شود. و در صورتی که کالج بتواند سه نفر را در یک خانه بگنجاند کرایه گرفته شده معادل 1.5 برابر کرایه خانه های اطراف میباشد. در خانه ما خوشبختانه نفر سوی در کار نیست.

این مجموعه خوابگاهی شامل چندین بلوک است. که دو بلاک دو بلاک به ترتیب مختص پسران مجرد، متاهل ها، دانشجویان مهمان چینی Exchange و دختران دانشجو می باشد.

در نزدیکی ما مجموعه ای از بازارهای محلی مالزی و شاید بیش از ۵۰ رستوران جورواجور مالایی باشد. مشکل اساسی اینجا دسترسی به اینترنت، محدودیت های خابگاهی و همچنین قیمت بالای اجاره نسبت به خانه های اطراف است.  مهمترین مزیتهای خوابگا ها را میتوان امنیت نسبی بالاتر عدم نیاز به بستن قراردادهای چند ماهه و پیش پرداخت 2.5 ماهه، کم شدن احساس تنهایی، امکانات جانبی و ورزشی  برشمرد. البته با توجه به وضعیت خاص کالج المرباوی تقربا از امکانات جانبی خوابگاهی خبری نیست.
+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 3:4 |
روز جمعه  ۱۸ آپریل آقای دکتر عالی سرپرست دانشجوهای ایرانی در   Students' Affairs
TIME: 11:00 AM to 12:00
PLACE: UKM Main Library, Second Floor, Bilik Serbaguna
. با دانشجویان ایرانی دانشگاه ملی مالزی ملاقات خواهند کرد

+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 0:56 |
بلاخره سرزمین استوایی ۱۰۰۰۰ مین خواننده اش را یافت. مطابق وعده ۱۰۰۰۰ مین باز کننده این صفحه برنده جایزه ناقابلی از طرف نویسنده خواهد شد.

برنده کیست: بر اساس IP به دست آمده برنده ساکن مالزی است و  با کلیک های متمادی (۸ کلیک آخر) بر روی وبلاگ شمارنده را افزایش داده است . پس از موضوع جایزه هم کاملا مطلع بوده.

خوب  آدم همیشه باید دنبال فرصت های هر چند کوچک باشد. منتظرتان هسم تا با  ارسال شماره آی پی خود به آدرس alireza@eng.ukm.my یادگاریتان را از  تحویل بگیرید.

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 2:12 |
دوست عزیزم آرش که واقعا به من لطف دارند در پست قبلی مطالبی را به من تذکر دادند که لازم دانستم توضیحی درباره محتوی وبلاگ بدهم. در مورد دردسر هدف من به هیچ وجه تولید مشکل نیست.

در  این وبلاگ من تنها تجارب شخصی خودم را می نویسم و سعی میکنم قضاوتهای بی طرفانه و به نوعی فقط اطلاع رسانی داشته باشم. دیللش هم اطلاع رسانی به جامعه ایرانی مقیم مالزی و تلاش به اراعه اطلاعات به دوستان هموطن مقیم ایران و سایر کشورهاست و هم یک نیاز شخصی به ارتباط با دوستان است.  البته اینجا تنها جایی نیست که من نویسم و چنانچه اینترنت را سرچ کنید اسم من را در چندین سایت تخصصی مهندسی برق و انجمن های تخصصی و همچنین انواع سایت های دوست یابیدمیبینید. این وبلاگ هم یکی از مجموعه ۴ وبلاگ من و البته فعالترین آنهاست. به هر حال چنانچه نوشته های من به هر دلیلی با عقاید هر کدام از دوستان تضاد داشته باشد آنها می توانند در کامنت های عمومی و خصوصی موضوع را به اطلاع من برسانند و من آماده پذیرش انتقادات و احیانا اصلاح موارد وبلاگ در صورتی که از روی تند روی و یا اشتباه نوشته شده باشند هستم. زندگی و عمر کوتاه آن جایی برای دعوا و دردسر نمی گذارد و  من هم واقعا وقتی برای دردسر ندارم. قبلا نیز زمانی که شرکتهای پذیرش دانشجو و سایر دوستان از محتوای مایوس کننده وبلاگ من انتقاد داشتند با کمال میل پست های مربوط به ناگفته های سیستم امنیتی مالزی را حذف کردم چون واقعا ربطی به دوستانی که به وبلاگ من سر میزنند نداشت و یا مطالب مربوط به احمدی نژاد تبلیغات انتخاباتی برای اصلاح طلبان و... حذف شد و خیلی جاها اسم افراد به دلیل عدم علاقه شان از مطرح شدن پاک شد.  هر چیزی جایی داردو به قول مامان عزیزم "درد دل برای زیر گل خوب است" . این وبلاگ برای بیان درد دل بود جایی بود مثل "زیر گل" اما شبکه به هم پیوسته اینترنت و همچنین شخصیت اجتماعی خود من که دوست دارم همه نوشته هایم را بخوانند جایی را زیر گل نگه نمیدارد و هر گوشه دنجی را با پروژکتورهای قوی به نمایش عمومی میگذارد. و چه درد دلها که مشمول قانون سانسور شد.

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 21:58 |
   PIKOM PC Fair 2008 (I)


PIKOM PC Fair 2008 (I) Launch Alert
PIKOM PC Fair 2008 (I) Exhibition Rates


11 - 13 April 2008
11:00 am - 9:00 pm
KL Convention Centre, Kuala Lumpur
Kuala Lumpur City Centre, 50888 Kuala Lumpur

دوستان را دعوت به دیدن نمایشگاه میکنم . انصافا هم قیمتها معمولا بهتر از جاهیای دیگر است

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 21:23 |
در حال حاضر برای کاری از دانشکده مهندسی به کتابخانه دانشگاه آمده ام. با کمال تعجب کتا بخانه تعطیل است. دلیلش را می پرسم میگویند الان وقت نماز جمعه است. پس در کتابخانه روی صدلی هاس محوطه  عمومی من هم همانند دختر های  و غیر مسلمانها نشستم و کامپیوترم را باز کردم.

نماز جمعه در فرهنگ اهل سنت واجب است و یکی از مهمترین اعمال محسوب می شود. کسی که سه بار نماز جمعه نرود منافق است. یادش به خیر یک دوست مالایی در یو ام داشتم که باوجود اینکه  اعتقاد چندانی به اسلام نداشت اما نمازجمعه اش ترک نمی شد چون نمی خواست منافق باشد. ایام نماز جمعه هم در نقاط عمومی می شود گفت هیچ مردی مسلمانی را نمی توان دید مگر ایرانی ها. ضمنا اینجا نماز جمعه برای زنها تعریف نشده است. در زمان نماز مردهای مالایی معمولا کلاه به سر میکنند و دشداشه عربی می پوشند

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 14:45 |
این چند روزه و بعد از انتخابات اتفاقات عجیبی در سیاست مالزی در حال رخ دادن هستند. چند روزنامه خارجی نوشتند که در آینده ممکن است انور ابراهیم از حزب عدالت نخست وزیر بشود. ماهاتیر محمد به شدت از بداوی انتقاد می کند و خواهان کناره گیری او و سپردن سمت نخست وزیری به نجیب است و به زودی انتخابات داخلی حزب آمنو انجام میشود.

ماهاتیر محمد درباره انور گفت او دو چهره دارد و آدم بسیار خطرناکی است. او با غربی ها روابط خاص دارد و اگر مردم مالزی میخواهند بدون قید و شرط از خارجی ها حمایت کنند می توانند بگذارند که او نخست وزیر باشد.
بداوی نیز نظر مشابهی درباره انور دارد. او همچنین گفت که با قدرت به کارش به عنوان نخست وزیر ادامه میدهد و استعفا نمی کند. بداوی ماهاتیر را به سو استفاده از نفوذش و بهانه گیری بیش از حد متهم کرد . بداو ی گفت: زمانی که ما بیش از نود درصد پارلمان را به دست آوردیم ماهاتیر گفت این زیاد است و ما نیاز به اپوزیسیون داریم. حالا هم که اپوزیسون توانسته اند به پارلمان بیایند باز ماهاتیر ایراد می گیرد.
اما داستان چیست: به نظر من که چند سالی است در مالزی هستم این رویدادها به زودی سبب تغییر اساسی در ساختار حکومتی مالزی میشود. تا به حال و از بدو استقلال فقط یک گروه بوده که حکومت را در دست داشته "آمنو" یا اتحاد مالایی ها و این حزب هم امتیازات ویژهای برای مالایی ها قرار داد. مثلا نرخ خرید خانه و یا سود بانکی برای انها حدود 10 درصد پایین تر از سایر گروه ها بوده. اما از آن طرف هم تنها گروه عمده مخالفان دولت، حزب افراطی پاس بود که به طور کلی حقی را برای دیگران قائل نبود و به اسلام از نوع القائده اما ورژن مالایی آن اعتقاد داشت. پس نتیجه معلوم است. غیر مسلمانها و کشورهای غربی به ناچار از آمنو حمایت میکردند و رئیسان آمنو هم سیاست کژدار مریزی را که هم غرب را راضی میکرد و هم مسلمانان را اجرا میکرد. ماهاتیر یک نمونه برجسته است. او بارها و بارها به آمریکا، استرالیا، اسرائیل و انگلیس حمله می کرد و به صورت زبانی همیشه از کشورهای افراطی مانند ایران وعراق آن زمان حمایت میکرد اما در عمل هیچ گاه کاری علیه منافع این کشورها انجام نمیداد و بهترین روابط تجاری را با تمام جهان پایه گذاشت. در نتیجه هم حمایت غرب را داشت هم مردم مسلمان هم غیر مسلمان و هم کشورهای افراطی.
بازی به هم میخورد
انور ابراهیم که مدتی را به دلیل فساد مالی در زندان بود به دستور بداوی عفو می شود و واقعا بازی را به هم میزند. او حزب سکولار عدالت را راه اندازی میکند و با شعار برابری نژادی و پیشرفت حمایت گروه های غیر مالایی را به دست می آورد. از طرفی او بهترین روابط را نیز با آمریکا انگلیس و لابی های حکومت داخلی حکومت آمریکا و سایر کشورهای غربی دارد. حالا هنر واقعی را ببینید: او در ضمن یک ظاهر مذهبی هم دارد. و با شعار جلوگیری از انحصار گرایی جبهه ملی با حزب پاس همپیمان میشود و و این حزب آشکارا از نخست وزیر شدن او حمایت میکند و اعلام میکند که در حوزه هایی که مسلمانان اکثریت جمعیت را ندارند از نامزدهای حزب عدالت که عمدتا سکولار هستند حمایت می کند. با این حساب دیگر کسی از افراطی گری پاس نمی ترسد و این موضوع بهترین نشانه است که پاسی ها بسیار واقع گرا شده اند و مانند ترکیه مسیر درستی برای رسیدن به قدرت انتخاب کرده اند.
واضح است که اکنون آمنو حمایت غرب، غیر مسلمانها و مسلمانان افراطی را از دست داده است و فعلا محافظه کارها و قوم گراهای مالایی جز اصلی ترین طرفداران جبهه ملی می باشند. این تغییرات همه اش به دلیل وجود یک نفر است کسی که به عقیده من در چند سال آینده جز در قبر و یا در مقام نخست وزیری نمی تواند باشد.
+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 16:28 |

امروز به مناسبت خداحافظی یکی از اساتید مدعو به باکلاسترین رستوران و مهمان سرای دانشگاه یو کی ام دعوت شدم و به دین وسیله فاتحه رژیم غذایی که چند روز است شروع کرده ام خوانده شد. به مناسبت این برنامه بخور بخور تصمیم گرفتم کمی درباره غذاهای مالزی بنویسم.

انصافا باید گفت مالایی ها هم غذاهای خوشمزه ای دارند. شیوه خاص پخت مالزی عموما مورد پسند ایرانیان نیست و هموطنانمان زیاد جذب این غذاها نمیشوند. در این میان خانمها معمولا مشکلشان بیشتر است. اما انصافا بعضی از این غذاها واقعا خوشمزه اند و البته بسیار گران قیمت.

با توجه به رنگارنگ بودن مردم مالزی غذاهایشان هم متنوع است و هر قوم غذای خاص خود را دارد. رستورانهای چینی هندی تایلندی مالایی و جدیدا هم عرب و ایرانی را به وفور در مالزی می توان یافت. و در یک دکه رستورانی کوچک  بر خلاف انتظار می توان بیش از بیست غذای مختلف سفارش داد. با انواع تعم ها و متاسفانه معمولا هر ۲۰ تاش  هم  مورد پسند سلیقله ایرانی نیست.

به طور عموم در مالزی تعداد رستورانها و غذاخوری ها به طرز وحشتناکی بالاست. اکثر مردم محلی در خانه هاشان حتی گاز خوراک پزی ماکرویو و... را ندارند. یک فلاسک چای یک نان گرم کن و گاهی یک پلوپز چیزی است که مخصوصا یک زوج جوان به آن بسنده می کنند. دانشجوهای ایرانی و مخصوصا خانم ها معمولا به اندازه یک خانواده مالایی وسیله منزل دارند. پس غذا را باید بیرون خورد. این رستورانهای تقریبا بک کلاس هم پذیرای همه قشری هستند. از دانشجو کارگر استاد و رئیس شرکت. و به طور کلی مالزیاهی مثل ما ایرانی ها اهل کلاس گذاشتن نیستند.

غذا خوردن یک مالایی شاید دو ساعت هم طول بکشد و در بین غذا انواع داستانها و صحبت ها نیز منتقل میشود. اینجا رستورانها چندان باکلاس نیستند در واقع می شود گفت اصلا نیستند مگر چند تا رستوران باکلاس مرکز شهر که برای ترکه کردن خارجی ها ایجاد شده اند.

نان در غذای شرقی ها جایی ندارد در عوض برنج و رشته را به وفور و در تمام وعده های غذایی می توان دید. من هم الان اعتراف میکنم که بعد از دوسال زندگی در مالزی تنها برنج می تواند گرسنگی ام را برطرف کند خلاصه مالایی شده ام.

غذاها عموما تند هستند. بسیار تنذ. اما این مربوط به شمال مالزی نیست. در شمال فلفل و کاری استفاده نمی شود.

سس ها و خورشتها معمولا شیرین هستند. مگر آنکه سفارش دهید که شکر نریزند.

نمک و ترشی در غذای مالایی جایی ندارد.

البته غذاهایی که به سبک چینی هستند از نظر ظاهری بسیار متفاوت با سایر غذاها می سباشند. غذای چینی هم معمولا همراه برنج یا رشته است. در بسیاری مواردغذاهای چینی و تایلند که نام غمومی تمیام را بر خود دارند آبکی هستند و تقریبا شبیه سوپ های خودمان درست می شوند. مشخصه ویژه غذای چینی استفاده از سبزیجات و عدم کاربرد گوشت قرمز (بیف) است. البته عمده غذاهای چینی گوشت خوک نیز جزئی از غذا می باشد و یا اینکه حداقل روغن خوک در پخت به کار میرود. که متاسفانه برای هموطنان مسلمانمان مشکل ساز است. البته چند رستوران چینی هم در کوالا لامپور غذای حلال ارائه می کنند اما با قیمت بالاتر

غذای چینی مالزی البته با غذای چینی چین کاملا متفاوت است. در مالزی چینی ها خیلی غذاها را مخلوط میکنند که سیستم چینی چین متفاوت است.

یک موضوع بسیار مهم دیگر در مالزی غذاهای دریایی است. آنها عاشق ماهی خرچنگ هشت پا میگو ده پا لاکپشت و اختاپوس هستند و از تمام اقوام از آنها استفاده می کنند. خرچنگ و ده پا غذای ویژه مراسم ها و جشن هاست. البته باز هم باید گفت که ایرانی ها تمایل چندانی به غذاهای دریایی ندارند. نمیدانم واقعا ذائقه ایرانی با این چیزها نا سازگار است یا اینکه به دلیل حرام بودن غذاهای دریایی غیر ماهی و میگو در مذهب شیعه هموطنان علاقه مند به این رسنتورانها نمی باشند.

 

+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 19:1 |
دیروز با یکی از دوستان عزیزم درباره زندگی صحبت میکردیم تا به موضوعات مربوط به ازدواج و مشکلات آن رسیدیم. بی اختیار مطلب فواید گاو بودن یادم آمد. و واقعا باید بگویم درصد بالایی از مشکلات انسانها فاصله گرفتن از غریضه حیوانی به روشهای احمقانه عقلی است. به قول خودم گاو هیچ وقت مشکل عشقی و مالی ندارد.عقل را برای بهبود کیفیت زندگی به ما دادند اما استفاده نادرست از آن ما روز به روز بیشتر به جایی میرساند که بگوییم "کاش گاو بودیم".   

اما این مقاله قشنگ را از این آدرس برداشتم http://www.kingali.blogfa.com/ دستش درد نکند. قسمتهایی از ان را اینجا میگذارم بقیه اش را هم با کلیک در ادامه مطلب می توانید بخوانید.

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر
، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید و....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 13:52 |
۷ آپریل یاداور یک روز بزرگ در زندگی من است. روزی که من را شاید برای همیشه از خانواده ام جدا کرد و به دنیای جدید و زندگی جدیدی کشاند. برای اولین بار دیگر مسافر یک ماهه نبودم. مقیم بودم و پیشه ام دانشجویی. منی که دانشکده مهندسی دانشگاه چمران تنها ۴ کیلومتر از خانه مان دور بود و سربازی هم به لطف پول بابا نرفته بودم. محل کارم هم نهایتا  از ۵۰ کیلومتری اهواز دورتر نشده بود و جز برای مدت های کوتاه مثلا مسافرتهای یک ماهه از خانه دور نمی شدم. الان ۷ هزار کیلومتر دور شده بوم و ۱۸ ماه را نیز یکسره تا پایان فوق لیسانس در مالزی ماندم. و بعد باز دوباره به مالزی آمدم تا این دفعه دکتری را دنبال کنم.

روزهای سخت بسیاری گذشت به همراه خاطرات تلخ و شیرینی که از پی هم آمدند و رفتند و من را به مرز ۲۸ سالگی رساندند. بسیاری دوستان در ایران همیشه از من می پرسند. آیا راضی هستی یا نه؟ و آیا تصمیم درستی بود؟ جواب سخت است . اما بدون هیچ شکی در آن زمان بهترین تصمیم ممکن بود. شاید در پست های بعد توضیح دهم که چه به دست آوردم و چه از دست دادم. البته تجارب من منحصر به فرد نیستند و تقریبا تک تک دانشجویان ایرانی تجاربی مشابه دارند.

اینها مربوط به گذشته اند و البته گذشته بر نمی گردد هرچند وضع امروز ما نتیجه عمل گذشته ماست و تصمیم امروز ما سازنده فردای ما. سال سوم شروع شد با آغازی متفاوت با سالهای قبل. در ابتدای  این سال چندین تصمیم اساسی باید گرفت که شاید بزرگتر از تصمیم دو سال پیش باشند. امیدوارم

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 20:16 |
اما جالبی خبر چیز دیگری بود. من تا به حال حتی نمی توانستم تصورش را بکنم که در کتاب ریاضی هم درس کینه ورزی بدهند. در کتاب های ریاضی دوره دبستان نوشته می شد: "اگر هشت سرباز ایرانی باشند و یک سرباز عراقی پنج نفر از سربازهای ایرانی را بکشد، چند تا سرباز ایرانی آتش پرست باقی می مانند؟"

واقعا این همه نفرت از کجا می آیند حال آنکه در حال حاضر جمعیت ایرانی و عراقی مالزی به دلایل نزدیکی  فرهنگی و عدم حمایت مالی دانشجویان هر دو کشور از طرف دولتهایشان بسیار به هم نزدیک شده اند به گونه ای که در مراسم چهارشنبه سوری هم امسال و هم پارسال تعدادی از دوستان عراقی هم حضور داشتند و نه از هر مملکت دیگر. عراقی های مذهبی شیعه هم پای ثابت مهمانی های سفارتند. 

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 17:40 |
چند روز پیش شرکت تلفنی ماکسیس که موبایل من از اون شرکته یه اس ام اس برام فرستاد و تا جایی که اون موقع متوجه شدم یه جایزه می خواست بم بده و از من می خواست که بگم قبوله یا نه. منهم که اون موقع حوصله خوندن نداشتم و خوب از جایزه بدم نمی آد قبول کردم.

حالا جایزشون چی بود. بعد از ۲ روز فهمیدم که یک آهنگ بک گروند موزیک من شده و از این به بعد هر کس با من تماس بگیره به جای شنیدن بوقهای انتظار معمولی آهنگ Love together رو میشنوه

البته تا جایی که دوستای صمیمیم به من زنگ میزنن مشکلی نیست ولی متاسفانه نصف بیشتر مشتریهای تلفن من آدمهای رسمیُ٫اساتید و شرکتها هستن که خلاصه نمی شه باشون شوخی کرد  و متاسفانه تا یک ماه هم این آهنگه روی موبایلم میمونه

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 15:23 |

یادش بخیر انگار همین دیروز بود که از ایران آمدم. دیشب فیلم هایم را نگاه می کردم. یکی از بقیه جالب تر بود آن هم آخرین پیام پدرم  بود.  آن موقع نفهمیدم  و آن را به شوخی گرفتم اما الان که ویدیو را میبینم  واقعا می گویم که پیامی نه کلیشه ای بلکه از ته قلب و با اعتقاد بود .

پسرم هر جا باشی قدر ایرانت را بدان.  تو در هر جا هستی به وطنت افتخار کن. افتخار کن که یک فرد ایرانی هستی.  پسر خوبم  خدا حافظ. دی ماه 86

 مگر ایران چه دارد که به افتخار کنیم.؟؟؟ چند هزار سال تمدن گذشت و اکنون ما یک کشور توسعه نیافته و بدبختیم. بیدار کردن اجداد خوشبختمان چه سودی به حال فرزندان ناخلف ایرانی که تمدنی عظیم را بر با داده اند میکند.

ولی  مگر همین ژاپن و کره نبودند که بعد از جنگ جهانی به آن فلاکت افتادند و بعد دوباره توانستند خودشان را ترمیم کنند. چرا راه دور برویم مگر تمدن ایران همه اش با شادی و موفقیت همراه بوده. یادمان باشد بین دوران شکوهمند هخامنشیان و پارتیان، لشگر مهیب مردی پلید ( اسکندر مقدونی ) بود که ملتی را تا ورطه نابودی برد. اما باز دوباره برگشتیم. از دوران سروری  ایرانیان تاکنون 300 هم نگذشته است. اما چه کنیم که یادمان رفته اسکندر، اعراب، چنگیز، تاتار و... چه بلا ها به سرمان آوردند ولی باز بلند شدیم. و نشان دادیم که می توانیم در فرهنگ و  توسعه از دیگران پیشی بگیریم. دلیلش هم این بود که به خودمان باور داشتیم که میتوانیم. چیزی که متاسفانه الان دارد عوض می شود.

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 15:4 |
این نمایشگاه از روز ۳ تا ۱۴ آپریل در مرکز تجارت جهانی پوترا PWTC برگذار می شود
+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 14:45 |
با توجه به اینکه قبلا ویزای مالزی را از دانشگاه مالایا گرفته بودم و برای چند ماهی ویزا داشتم تاکنون اقدامی برای اخذ ویزا در یو کی ام انجام ندادم و الان حدود یک ماه از ویزای مالزیم باقی مانده متوجه نکته بسیار عجیبی شدم. گرفتن ویزا برای من از هیچ نهادی ممکن نیست مگر اینکه نهاد قبلی اععلام کند که ویزای این فرد پایان یافته است و اداره مهاجرت اسم فرد را از لیست آن دانشگاه و یا شرکت خارج کند. حتی اگر چند سال هم از ویزا گذشته باشد همچنان مشکل پابرجاست و برای کنسل کردن ویزا هم باید درخواست داد که هزینه اش هم ۳۰ رینگیت می شود و دانشگاه مالایا این پروسه را ۲ تا ۳ هفته طول میدهد. اوضای ویزای ما هم جالب شده ممکن است بعد از کنسل کردن ویزا مجبور شوم یک مسافرت نطلبیده به تایلند سنگاپور یا اندونزی داشته باشم تا از جریمه ۵۰۰ رینگیتی ویزا فرار کنم. به هر حال مسافرت نطلبیده هم مراد است.
+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 1:31 |

بعد از عوض کردن کامپیوترم یه جورایی تصمیم گرفتم خودم رو هم عوض کنم. موسیقی های قدیمی دیگه توی کامپیوتر جدیدم جایی نداشتند و به بهانه دلتنگ  کننده بودن جای خود را به آهنگ های جدید پاپ انگلیسی و فارسی دادند تا از قافله تجدد جا نمانیم  و متهم به قدیمی بودن نشویم. تنها چند تا از موسثقی های معروف و دوست داشتنی را نگه داشتم و بقیه را در کامپیوتر سابقم به جا گذاشتم. تا این که شبی را که مهمان دوستان یکرنگ و صمیمیم بودم باز نوای ملکوتی مرحوم هایده راشنیدیم. نوایی و موسیقی که بی شک از جنس زمین نبود. باده فروش باده بده،  باده نابم بده درد شرابم بده، آفتاب از اون گوشه ایون پرید ، عشق و بهار و همه چی پر کشید، خسته شدم از بد این سرگذشت  اشک من از حد گذشت  ....

بعد هم همه فایل ها را کپی کردم و از نوای زیبای هایده را در صدر آهنگ هایم گذاشتم تا من را با خود به ملکوت ببرد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 1:16 |
به زودی شمارنده وبلاگ سرزمین استوایی ۵  رقمی میشود. به اولین کسی که این شمارنده را ۵ رقمی کند و عدد ۱۰۰۰۰ را بر روی شمارند خود ببیند به رسم یادبود هدیه ی ناقابلی اعطا خواهد شد. لطفا IP کامپیوترتان را به همراه اسکن یک پرینت اسکرین از این وبلاگ با شمارنده ۱۰۰۰۰ برایم ارسال نمایید. پس از ۵ رقمی شدن شمارنده email ام را اعلام خواهم کرد.
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 17:17 |
مطلب مهمی که شاید سوال بسیاری باشد. راستش جواب روشنی هم به آن نمی شود داد. در سالهای اخیر و مخصوصا با افزایش سخت گیری ها در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بساری ایرانی ها جلای وطن گفتند و با گرفتن انواع و اقسام مهاجرت ها و نهایتا هم آنهایی که توان و امکانات مهاجرت نداشتند پناه به پزیرش های تحصیلی بردند و در رفتند. البته همه اینگونه نبودند و بسیاری هم واقعا برای درس رفتند. اما ایا مهاجران جدید موفق بودند.

 در بسیاری از موارد جواب نه است. زندگی سخت مهاجران و عدم برخورداری از حداقل امکانات برای بسیاری از هم میهنان کاملا مشهود است. در این بین شاید تبلیغات دروغین شرکتهای دلال و پذیرش گیرنده را باید مقصر دانست. مثلا اخیرا مطلع شدم که یک شرکت اعزام دانشجو با تبلیغ در روستا ها مدعی شده بود که ۶۰۰ هزار تومان برای زندگی خوب یک خانواده ۴ نفره کاملا کافیست. این دروغ بزرگ خدا میداند چه تعداد ایرانی را بر ان داشته که دار و ندارشان را بفروشند و برای بخ اصطلاح تحصیل به مالزی بیایند. افزایش بیش از حد قیمت های ملک و خانه در ایران پخش دلارهای نفتی بین گروه خاصی از پیمان کاران به طور گزینشی و افزایش قیمت ها به صورت سر سام آور شرایط بسیار سختی را برای ایرانیان مهاجر فراهم کرده است که شاید بازگشت را برای همیشه غیر ممکن سازد. در این میان بیشترین برد شاید ویژه انها بود که در ایران هیچ نداشتند نه کار و نه موقعیت اجتماعی مستحکمی و با تلاش خود توانستند اسکولارشیپ های خوبی به دست آورند. البته توجه کنید که مالزی اروپا یا آمریکا نیست. اینجا حداقل حقوق معنی ندارد. کار دانشجو ها غیر قانونی است و در رستورانها ساعتی ۳ تا ۵ رینگیت دستمزد می دهند پس برای دوستانی که می خواهند اینجا به عنوان دانشجو باشند ولی کار کنند انتخاب مالزی اشتباست. ولی جاهای دیگر فرق میکند. در استرالیا حداقل دستمزد برای پایین ترین کار ۱۰ دلار است. البته اجاره یک خانه هم حداقل هفته ای ۳۰۰ دلار است.

این توضیحات شاید تلخ باشد و شاید اشتباه. اگر به نظر شما اشتباه است لطفا نظرتان را بنویسید و موارد اشتباه را توضیح دهید تا هم میهنان را با مشکل مواجه نکند. نوشتن این چند سطر تنها به دلیل احساس وظیفه و اطلاع رسانی به هم میهنان مقیم ایران است و امیدوارم دوستان خارج از کشورتکمیل این مطالب و احیانا تذکر موارد اشتباه در کامنت ها را به عهده گیرند

+ نوشته شده توسط علیرضا در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 20:54 |
با اجازه دوستان قطعه "بردی از یادم" با خوانندگی علیرضا افتخاری را به پس زمینه وبلاگ اضافه کردم. امیدوارم از آن لذت ببرید. در آینده نیز به طور مرتب آهنگهای دیگری جای این موسیقی زیبا را خواهند گرفت.
+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 19:10 |
8 آپریل ساعت 8 عصر سلیندیوم خاننده مشهور کانادایی به عنوان قسمتی از تور دور دنیایش به مالزی می آید و برای علاقه مندانش به اجرای برنامه زنده خواهد پرداخت. بلیت های این برنامه به قیمت RM1000 & RM788, RM488, RM288 & RM158 رینگیت در حال فروش می باشد.

 البته پولا به کلاس ما نمی خوره ضمن اینکه این طوری که شنیدم اون 185 رینگیتی هم به زور میتونه مراسم رو ببینه. اما واقعا خوش به حال خاننده ها. این خانمه یکشبه پول یک سال تمام استادای دانشگاه ما رو در میاره و هیچ دانشجویی هم بهش بی سواد و... نمیگه کلی هم حال میکنه. حالا میریم  درس بخونیم تا دکتر بشیم بعد این ور و اونور  تلاش میکنیم استخدام بشیم یه دانشگاه کلاس بالا بعدش پولامونو جمع میکنیم تا شاید بتونیم بلیط کنسرت این دختر خانم 32 ساله را بخریم
+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:21 |
۱۷ ربیع الاول تولد پیامبر اسلام بر تمامی مسلمانان گرامی باد. امید که تقارن تولدحضرت محمد پیامبر اسلام که اکثر مردم ایران از پیروان او هستند تولد آشو زرتشت پیامبر ایران باستان ٫ روز عروج مسیح (گود فرایدی) و جشن نوروز و رستاخیز طبیعت آغازی بر تفاهم و تساهل مذهبی و احترام به باورهای دیگران را فراهم آورد. توجه کنیم که معنی تساهل قبول نظر طرف مقابل نیست بلکه احترام به حق انتخاب او و حفظ حرمت مقدسات مورد قبول اوست. باید بپذیریم که دوست ما حتی بهترین دوست ما میتواند با عقیده و مذهب ما مخالف باشد و روش دیگری برای زندگی داشته باشد. اگر فکر می کنیم روش ما بهتر است می توانیم از روی خیرخواهی و دوستی به راه و سیتم زندگی خود را به دوستانمان بگوییم اما باید عمیقا باور داشته باشیم که دوست ما یک انسان آزاد و خردمند است. ما ایرانیان چه مسلمان اعم از شیعه وسنی چه مسیحی زرتشتی کلیمی صبی بهایی ایزدی و خردگرا باید بیاموزیم که تلاش های ادیان و فلاسفه در جهت بهبود سطح زندگی انسان و کمال او بوده است. همه به یکسو مینگرند اما فقط در  روشها تفاوت است و بدون شک جنگ و اختلاف تنها راه عقب ماندگی و دورشدن از مسیر کمال است. همه ما ایرانی هستیم. بیاییم با تحمل و همکاری همه جانبه ایران را آبادان کنیم و  با تعامل و همکاری با سایر کشورها جهانی زیبا را بنیان سازیم.

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 14:15 |
۶ فروندین روز تولد زرتشت پیام آور پندارنيک گفتار نيک کردار نيک  را گرامی ميداريم. دین زرتشتی را شاید بتوان پیشرفته ترین و عقل پسند ترین شیوه زندگی باستان نامید. در این دین خداوند یکتا مورد پرستش قرار میگیرد اما با توجه به واقعیت دوگاننگی طبیعت، خیر و شر معرفی میشوند و از انسان خواسته می شود که به سوی نیکی رود و از بدی بپرهیزد. شیوه بسیار زیبای این دین و تبلیغ شادی و خوش گذرانی در مقابل تبلیغ رنج و تسلیم که در ادیان هندو و بودا دیده می شود جلوه بسیار زیبایی به آن داده است. زرتشتی از دسته ادیان سامی و ابراهیمی است و رابطه نزدیکی با یهودیت دارد. از نظر زرتشت ایران بهترین سرزمین دنیاست که خداوند خلق کرد اما به هیچ وجه اثری از نژاد پرستی و ترجیح ایرانیان بر بقیه اقوام دیده نمی شود. البته متاسفانه این دین زیبا در نهایت همچون بسیاری دیگر از ادیان بزرگ به دست پیروان تندرویش در دوران ساسانی به بدترین شکل باعث سرکوب مردم و اختلاف طبقاتی شد و در نهایت سپاه عظیم و پیشرفته ایران به دلیل گسترش فساد و عدم تمایل مردم در دفاع از حکومت به راحتی مغلوب شد و بدین وسیله نه تنها دین زرتشتی به دست پیروان افراطیش اقتدارش را از دست داد بلکه ملت و کشور ایران برای قرنها از صفحه جغرافیا و حافظه دنیا محو شد.

فرهنگ ایران امروز همچنان همان فرهنگ زرتشتی است البته با اندکی تغییر. واقعیت این است که تفکر اسلامی و مخصوصا شیعی بسیار تحت تاثیر فرهنگ زرتشتی قرار گرفته است. برابری تعداد نمازها، مراسم پرسه، شیوه حجاب زنها، اعتقاد به منجی آسمانی ، برابری تعداد پیشوایان دینی، اعتقاد به مجازات سخت مشرکان و کافران و عدم تساهل با پیروان سایر ادیان و... بسیاری نمونه های مشترک میان اسلام و زرتشتی می باشد.

+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 12:9 |
 پروفسور لطفی زاده از مفاخر ایران زمین و مبتکر منطق فازی که در دنیای علم برای کلیه دانشمندان چهره ای محبوب و شناخته شده می باشد در تاریخ  ۲۶ آگوست سال ۲۰۰۸ جهت شرکت در سمپوزیم  تکنولوژی اطلاعاتhttp://www.itsim.org/ که به وسیله کلیه دانشگهاههای مالزی برگزار می شود در مالزی خواهند بود.منبع http://www.icim.blogf.com

 

+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 14:23 |
گروه اصحابی رضایا و ... که مهمان دانشجویان ام ام یو بودند و برنامه مفصلی اجرا کردند. شهرام شب پره هم به مالزی می آید تا برنامه ای در مرکز تجارت جهانی پوترا داشته باشدPWTC.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 20:50 |
گلی عامری متولد تهران است که در سال 1989  شهروند آمريکايي  شد.
 ایشان در سال 2007  با ارسال نامه اي به ايرانيان ثروتمند مقيم آمريکا از آنها‌ خواست‌ به ‌يک‌سازمان جديد‌که‌هدف از‌تشکيل‌آن رايزني‌با‌دولت فدرال‌براي لغو‌محدوديت‌هاي تجاري عليه ايران و ازسرگيري روابط ديپلماتيک با تهران بوده است کمک مالي کنند.(تابناک). برای این بانوی ایرانی آرزوی موفقیت های میکنیم و امیدوارم هر چه سریعتر تحریم های مالی و اقتصادی ایران که بیش از هر چیز فشارش بر طبقات کم درامدمردم عادی و  همچنین بازرگانان و صنعتگران ایرانی است لغو شوند
 
+ نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 9:54 |
آغاز امسال به طرز وحشتناکی خوش گذشت. چهارشنبه سوری را که با دوستان هم دانشگاهی یو کی ام به سر کردیم. جو یکدست و باحال بچه ها باعث شد که به همه خوش بگذرد. تحویل سال را هم که با دوستان قدیمی و صمیمی ام در ارتفاعات گنتینگ به سر کردیم و وارد سال جدید شدم. در آخر روز هم با یک خبر خوش عیدی قشنگی دریافت کردم. امید که به همه شما نیز نوروز خوش گذشته باشد و امید به اینکه هر روزمان نوروز باشد و نوروزمان پیروز.
+ نوشته شده توسط علیرضا در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 14:48 |
Powered By
BLOGFA.COM