تبليغاتX
سرزمین جنوبی
خانه جدیدم هیچکجاست.به آنجا بروید
دوست عزیزی که از کویت اسم منو جستجو کردی و دوستی که هر از چندگاهی از سوریه نظر لطفت شامل حال ما میشه و سایر دوستان ایرانی و مالزیایی خیلی دوست دارم بیشتر بشناسمتون پس اگر لطف کنید و کامنت بگذارید و یا اینکه به من ایمیل بزنید خیلی ممنونتون میشم.

در مورد سوالات تحصیلی هم اگر مسئله ای نداره می خوام که همین جا بپرسید و کامنت بگذارید شاید این سوال سوال دوستان دیگه هم باشه

 ضمنا چند تا عکس هم خانم زمانی مسئول فرهنگی دانشجویان ایرانی از نمایشگاه فرهنگی برام فرستادند که دوتاشون رو در زیر میتونید ببینید.

چون گذاشتن تصاویر بازکردن وبلاگ را سخت می کند من فقط لینکها را میگذارم تا اگر دوست داشتید مراجعه کنید.

http://imagehost.bizhat.com/show.php?id=201476

http://imagehost.bizhat.com/show.php?id=201477

http://imagehost.bizhat.com/show.php?id=201475

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 19:6  توسط علیرضا  | 

دیروز عصر یکی از دوستانم از چینی های مالزی از من پرسید "چرا دولت ایران دست بچه های شش ساله را به دلیل دزدیدن نان قطع میکند و مردم هم فقط کنجکاوانه نگاه می کنند"

و من گفتم " دولت ایران ممکن است در بسیاری از موارد حقوق بشر را رعایت نکند ولی چنین چیزی غیر ممکن است و اگر باشد من اسمم را عوض میکنم و دیگر نمی گویم ایرانیم"

ایمیلش را به من نشان داد ۷ بار در مقیاس وسیع فوروارد خورده بود و حاوی عکسهایی بود که خوشبختانه قبلا در سایت پیک ایران دیه بودم و (یک معرکه گیری یک آدم فقیر بدبخت و احمق که میخواست نشان دهد پسرش قدرت تحمل رد شدن چرخ ماشین از دستش را دارد) و در زیر عکس ها هم در نوشتار کوتاهی بدترین توهینها را نثار ایران و جمهوری اسلامی و اسلام کرده بود و از بالا رفتن نفت به عنوان قدرت گیری یک ملت وحشی نام برده بود.

این هم از اثرات افراطی گری جناب رئیس جمهور که عده ای اینگونه افکار عمومی دنیا را علیه ما بشورانند و متاسفانه تبلیغات ایران در خارج از کشور یا خیلی ضعیف است و یا اینکه فقط به دنبال حمایت از هر چیزیه که  ربطی به ایران و ایرانیا نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 13:18  توسط علیرضا  | 

ایران حذف شد و همانطور که دوستان پیش بینی میکردند بد هم حذف شد و بعد از آن دوستان؟ زیادی به ما تسلیت گفتند و من هم با زباندرازی میگفتم امیدوارم ۴ سال دیگر هم بار دیگر شما به من تسلیت بگویید چون ما با بزرگانی بازی کردیم که شکست خوردن از آنها هم افتخار است و در جمع بهترینها نتوانستسم صعود کنیم. البته خودمان که میدانیم اوضاع چطور بود به هر حال امشب بازی با انگولا برگذار میشود و امیدوارم حداقل این یکی را ببریم.

از نمایشگاه غذا هم اینو بگم که میشه گفت به لطف زحمات خانم زمانی آبرومندانه برگذار شد و ما هم در غرفه فرهنگی هرچه بلوف در مورد ایران و تمدن و بقیه میدونستیم رو کردیم البته امکاناتمون واقعا پایین بود و مشتریای فرهنگی هم کم بودن برعکس غرفه غذا که هجوم اورده بودن با وجود اینکه قیمت غذاهای ایرانی هم حداقل دو برابر بقیه بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:46  توسط علیرضا  | 

امروز ساعت ۹ به وقت اینجا بازی فوتبال ایران و پرتقال برگذار می شه و به احتمال بالا حداقل ۱۵۰ نفر از بچه های خوابگاه میان سالن تلویزیون چون این مسابقه برعکس قبلی که باید به پول خودمون ۱۰۰۰ توممن میدادیم رایگانه و وقتش هم خوبه

اما چیز نگران کننده اینه که مسابقه با پرتقاله و پرتقال هم تیم بزرگیه و واقعا خطر آبروریزی کاملا جدیه مخصوصا الان که اختلافات داخلی هم تیم رو با دردسر مواجه کرده و واقعا من از این وحشت دارم که بلای صربستان سر ما هم بیاد اونم در شب تولدم

ما هم که فقط می تونیم دعا کنیم که غرور ملی مون حفظ بشه

دو روز بعد:

به دلیل پایین بودن سرعت اینترنت در ایران و مشکلات دوستان در بازکردن صفحات وبلاگ عکس تیم ملی حذف شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 12:50  توسط علیرضا  | 

امروز شد ۷۰ روز از زمانی که امدم مالزی و واقعا هم چه قدر بالا و پایین داشت از روزای اول که همه چی برام عجیب و غریب بود

از هفته اول که به تعطیلی های مکرر مالزی خورد و یک هفته ای را مهمان یک هتل در یکی از محلات خوش نام بودیم

از زمانی که به هر دری میزدم خوابگاه گیرم نمی آمد و جدی جدی تصمیم گرفتم برگردم

از گریه ها و افسوس های شبانه ام که با خود می گفتم چه غلطی کردم که آمدم اینجا

از ایمیل های بی شماری که روزانه می فرستادم و هیجانی که با دیدن ایرانی ها به من دست می داد و برخورد های سرد بیشتر هموطنان

از کمک و حمایت های معنوی چند دوست ایرانی عزیز در یافتن محل اقامت و غلبه بر غربت

تا عادی شدن شرایط و آغاز زندگی دانشجویی در سرزمین سبز و همیشه بارانی مالزی و یافتن دوستانی صمیمی از چهارگوشه جهان

و تا فردا و فرداها........

به راستی" جهان یکتابی است و کسی که مسافرت نمیکند فقط یک برگ آن را خوانده است " و تجربه های بزرگ جز با سختی به دست نمی آیند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 19:8  توسط علیرضا  | 

روز ۱۹ و ۲۰ جون یک همایش فرهنگی و دانشجویی در دانشگاه برگذار می شود که شامل سه قسمت فرهنگی غذا و نمایش است در قسمت فرهنگی به هر کشور یه اتاق داده میشه که میتونه توی اون فرهنگ کشورش رو تبلیغ کنه و در بخش غذا هر کشوری میتونه غذاهای محلی کشورش را به فروش برسونه و در بخش نمایش به هر کشور ۱۵ دقیقه فرصت میدن که بیان و نمایش آواز و یا رقص برگذار کنن . قضاوت در مورد مراسم بمونه واسه بعد ولی شخصا فکر میکنم مثل بقیه برنامه های اینجوری دانشگاه یک برنامه تبلیغی فرمالیته با هزینه بچه ها باشه

بعد از سه ساعت:

الان یه ایمیل از خانم زمانی"مسئول فرهنگی دانشجویان ایرانی" دریافت کردم که به نظر می رسه اوضاع این کنفرانس فرق می کنه و من هم تصمیم ته همکاری گرفتم و به هر حال قضاوت درباره کنفرانس را به بعد موکول می منم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 12:13  توسط علیرضا  | 

سلام ظهر به خیر

از دیدن پیامهای شما واقعا خوشحال شدم و ممنون از لطفتون هستم امیدوارم شما هم موفق و پیروز باشید.

اگر لطف کنید و آدرس ایمیلتون رو هم بگذارید و یا اینکه به من یه ایمیل بفرستید که آدرستون رو داشته باشم هم ممنونتون میشم ایمیل من هم agheitasi@yahoo.com است.

ضمنا دوستانی هم که دوست دارن کامنت سیاسی بگذارن لطف کنن و دقت داشته باشن که این وبلاگ یه وبلاگ شخصی است و ممکن است من موافق نظرشون باشم ولی جاش اینجا نیست و علاقه ای به بسته شدن وبلاگم ندارم و با این کار شما فقط زحمت حذف کردن این کامنتها رو برای من می گذارید.   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 12:49  توسط علیرضا  | 

اینجا الان تعطیلات بین دوترم هست ولی خوب برای بچه های تحصیلات تکمیلی خیلی فرقی نمیکنه و مثلا خود من هر روز میام دانشگاه و روی پروژم و سایر تکالیف کار میکنم از صبح تا عصر

راستی نگفتم من الان در دانشگاه مالایا که قدیمی ترین و معتبرترین دانشگاه مالزی است دارم درس میخونم این دانشگاه ۱۰۱ سال قدمت داره و کمتر ساختمان جدیدی اینجا میشه دید

اینجا حدود ۲۳ دانشجوی ایرانی درس میخونن و میشه گفت نسبت به محلی ها و خارجی های دیگه موفق ترند و دید عمومی هم نسبت به دانشجوهای ایرانی مثبته

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 11:46  توسط علیرضا  | 

۶ روز دیگه یعنی ۱۸ جون هم اولین تولد من در خارج کشور و دور از دوستان و خانواده می رسه و من ۲۶ ساله میشوم. پس تولدم مبارک. البته اینجا هم لطف کردن این روز رو تعطیل اعلام کردن پس معلومه من هم واسشون مهمم بعد هم سالشون رو بر مبنای تولدم قرار دادن . باور نمی کنید خوب کاری نداره سری به تقویم بزنید(روز یکشنبه اینجا تعطیله) و اگه دو رقم اول سال میلادی رو با دو رقم دومش جمع کنید سن من میشه ولی این روز نه تو ایران تعطیله و نه   سال ایرانی ربطی به سن من داره

 امیدوارم که بتونم زندگی بهتر و موفق تری داشته باشم

به هر حال خدایا امسال را ختم به خیر بگردان و.......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 16:50  توسط علیرضا  | 

دوستت دارم

 

دیشب شب خاطره انگیزی بود خاطره یک شکست آن هم در مقابل خارجی ها

اما نیمه اول واقعا خوب بازی کردیم و در نیمه دوم سناریوی همیشگی تکرار شد و به اصطلاح احساساتی شدیم.

در پخش مسابقه هم نمی دانم چرا تلویزیون استراو حتی یک بار هم تماشاگران ایرانی را نشان نداد. ضمنا اینم باید بگم اکثر بچه ها تیم ایران را تشویق می کردند ولی یه دو سه تا ..... هم مکزیک رو  که دوست داشتم با مشت حسابشون برسم ولی ... بعد از ایرانیا که تو خوابگاه سه نفرند مالایی ها (مسلمونای بومی) خیلی دوست داشتن ایران ببره و جالبی مسابقه این بود که هر اتفاقی می افتاد همه به ما نگاه می کردن که چکار میکنیم و ما هم کم نمی زاشتیم از بالا و پایین پریدن و فحش دادن

به هر حال ایران باخت  ولی خوب به مکزیک که تیمای مطرح دنیا رو شکست دادهو سطح فوتبال ما هم بیش از این نیست و فعلا قهرمانی جام  جهانی برای ما غیر ممکن است.

 البته فوتبال به نظر من خیلی چیز مهمی نیست مثلا برزیل که اول فوتبال است در فقر و بدبختی به سر می برد و دولت از فوتبال برای ساکت کردن و مشغول کردن جوانان استفاده میکند و متاسفانه الان هم در ایران بیش از هر مملکت دیگر مجله ورزشی وجود دارد و وقت و زندگی مردم را بر باد میدهند و چه قدر دوست داشتم روزی فردوسی پور با همان لحن رکش از وزرای عزیزمان سوالی بپرسد و آنها هم پاسخگو باشند و درد بی درمان اقتصادمان را به چالش بکشند و برای آن راهی پیدا بکنند 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 12:3  توسط علیرضا  |