تبليغاتX
سرزمین جنوبی
خانه جدیدم هیچکجاست.به آنجا بروید

این مطلب را در وبلاگ جدید هیچکجا می توانید بخوانید: www.hichkoja.blogspot.com

خاطره بمباران ممتد رژیم صدام هنوز جلوی چشمانم است. روزی که موشک خانه مان را لرزاند روزی که فرار کردیم و خیابان پر بود از کشته ها و مردمی که هر لحظه جان میدادند. هیچ کس اهمیتی نمی داد تا دوستان عراقی بلاخره تهران را زدند و چه خوب که زدند. مقامات فهمیدند که این بار ممکن است آن بچه هایی که یکباره خانه شان روی سرشان خراب می شود بچه های خودشان باشد. لذا آنها هم تعارف را کنار گذاشتند و شهرهای عراق را زدند تا اینکه عراقیها هم ادب شدند و کنار کشیدند.

 

امروز هم مدتهاست که مردم خوزستان هر روز جان میدهند. نه آفتابی و نه آسمان آبی دارند و نه طبیعتی. درد و مرض و گرفتاری سایه شوم مرگ و نفرین را تمام شهر گرفته است. و این همه دقیقا از زمان محمود بود!

چند روز است که این بحران به بقیه ایران هم کشیده شده است و دیری نخواهد گذشت که تهران را هم در هم خواهد نوردید. بگذار حاج آقا های تهران نشین هم بدانند که چه بر سر اهواز آوردند. ثروتمند ترین منطقه ایران به دلیل آنکه دولت "مهرورزی" پول تسطیح بیابانها را گم کرده بود و یا شاید به ونوزوئلا و حزب الله داده بود را خروش مرگ فرا گرفت.اگر چه هر خاکی به چشم هموطنی می رود دردی بر پیکره رنجور زخم خورده ایران می نشاند اما بگذار چند روز هم "مهرورزان"  مزه نفس تنگه و سوز چشم و طعم مرگ را بچشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 17:9  توسط علیرضا  | 

از این پس مطالب وبلاگ را در وبلاگ جدید در آدرس http://hichkoja.blogspot.com/ بخوانید.

ماوری ها ساکنین قدیمی سرزمین نیوزیلند هستند. بر اساس تاریخ نوشته شده توسط انگلیسی ها آنها قومی بودند که از حدودسال ۱۳۰۰ میلادی شروع به مهاجرت به سرزمین کنونی نیوزیلند کردند. مشخصه اصلی آنها قد بلند و استخوانبندی درشت و بسیار قوی می باشد. نگارنده این متن با وجود گشت در بسیاری از نقاط دنیا هیچ وقت افرادی به بزرگی و قدرت ماوری ها ندیده است. پوست آنها عموما تیره است اگر چه در بین آنها نژادهای سفید هم دیده می شود.

در اواخرقرن ۱۹ ام ورود اروپایی تبارها به نیوزیلند شدت گرفت. نیوزیلند سرزمینی بسیار زیبا پر آب و بسیار مناسب برای کشاورزی بود جایی که اروپایی ها بسیار مشتاق به زندگی در آن بودند. و این هجوم البته چندان دوستانه نبود و مانند هر نوع تصرف دیگری با جنگ و خونریزی همراه بود تا اینکه در دهه ۱۸۴۰ ماوری ها بسیاری از بخشهای سرزمینشان را از دست دادند و روز بروز ضعیف تر و ضعیف تر شدند. سالها بعد در قرن ۱۹ ام جمعیت آنها رو به فزونی رفت و باعث شد که کم کم فرهنگ ماوری در سرزمین اروپایی شده نیوزیلند مورد قبول قرار گیرد.

ماوری در لغت به معنی طبعی و معمولی است. لفظی که خودشان بر خودشان می گفتند اما اروپایی ها عموما در ابتدا آنها را بومی و یا نیتیو می گفتند.

در سال ۱۹۴۷ و به پس از سالها تلاش و کوشش بین ماوری ها حقوقی برای ماوری ها تصویب شد و نام ماوری رسما برای آنها مورد استفاده قرار گرفت. وزارت خانه ای در دولت هم به نام وزارت امور محلی تاسیس شد.

همکنون ماوری ها شهروند رسمی نیوزیلند هستند و به علاوه از حقوق خاصی نیز بهره مندند. آنها برای رفتن به دانشگاه به میانگین کمتری نسبت به بقیه نژادها نیازدارند. البته زبان ماوری زبان تشریفاتی در دولت نیوزیلند است و دانستن چند کلمه ای از این زبان برای دولتی ها اجباری است.

 

تغییر فرهنگ ماوری ها با  ازدواج:

در نیوزیلند دیگر ماوری خالص پیدا نمی شود! باور میکنید؟ بله همه ماوری ها همکنون میکس هستند و با نژادهای متفاوتی قاطی شده اند. فرهنگ ماوری ها امروز همان فرهنگ غربی هست. دینشان هم مثل بقیه کیوی ها عده ای مسیحی عده ای هم بی دین. البته شاید جالب باشد. خیلی ها شون هم سفید هستند. روزی یکی از دوستان هم خوابگاهی که تا آن زمان من فکر می کردم اروپایی تبار است به من گفت که ماوری و بهایی است. که هر دویش برایم جالب بود. چون هم از ماوری ها تصویر دیگری در ذهن داشتم و هم اینکه فکر می کردم همه بهایی ها می بایست ایرانی باشند.

اما نیوزیلند یک کشور انگلیسی است. هر کارش بکنی اینگونه است. ماوری های زیادی در سیستم حاکمه نیوزیلند حضور ندارند و آنهایی هم که هستند چندان شاخص نیستند. متاسفانه دولت نیوزیلند هم با دادن کمک های بیش از حد به بیکارن محلی موجبات ایجاد گروه بسیار بزرگی از افرادی شده است که نسل اندر نسل کار نمی کنند. امروز دولت توان کاهش این پول را ندارد و در واقع بسیاری از محلی ها همکنون نقشی در بدنه فعال کشور نیوزیلند ندارند هر چند که پرفسورها و متخصصان ماوری زیادی هم کم و بیش دیده می شوند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:18  توسط علیرضا  | 

نیوزیلند.1- اطلاعات عمومی 

From new weblog: 

www.hichkoja.blogspot.com


plese read from 






نیوزیلند يا زلاند نو کشوری در جنوب غربی اقیانوس آرام است، اين كشور از دو جزيره بزرگ شامل جزیره شمالی و جزیره جنوبی و تعداد زيادی جزيره كوچک تشكيل شده.

نزدیکترین خشکی بزرگ به نیوزیلند استرالیاست که بیش از د

و هزار کیلومتر از این کشور فاصله دارد. دیگر همسایه های آبی نیوزیلند کشورهای کوچکتونگا، فیجی، نیوکالدونیا ساموا و جزیره کوک هستند.

بیشتر جمعیت نیوزيلند را مهاجران اروپايی (به‌ویژه بریتانیايی و تعدادی هم اتریشی المانی و ...) تشكيل می‌دهند. اقليت هم رنگين پوستان مائوریهم خود را صاحبان اصلی این سرزمین می دانند که از هزار سال پیش ساكن اين سرزمین شده اند، اقلیتهای كوچكتر ساکن نیوزیلند پولينزی هاهستند که از جزایر اطراف مانند ساموا و تونگا به تعداد زیاد در نیوزیلند دیده می شوند. البته در سالهای اخیر تعداد بسیار زیادی هندی و چینی هم که در شهر اوکلاند به وفور دیده می شوند. در حال حاضر در همه بانکها و قسمت های اداری اوکلاند به آسانی می توان به زبان چینی و سایر زبان های آسیایی امور اداری را انجام داد.

رئیس حكومت زلاندنو ملکه الیزابت دوم است که البته این نام تنها یک سمبل است و ملکه بریتانیا کنترلی بر امور ندارد. اما نام و تصویر او را می توان بر روی سکه ها و سایر نمادهای نیوزیلند دید.فرماندار كل نیز كه با پیشنهاد پارلمان زلاندنو انتخاب می‌شود، مسئولیت امضای قوانين را برعهده دارد، هرچند قدرت او و ملكه كاملا تشریفاتی است. نخست‌وزير را رأس قوه مجریه قرار می‌گيرد. همکنون جان کی نخست وزیر است. او که از حزب ملی نیوزیلند است و سال گذشته به این سمت انخاب شد.انگليسی زبان اصلی نود و پنج درصد مردم اين كشور و زبان رسمی زلاندنو است. زبان مائوری ديگر زبان رسمی اين كشور است که همانند ملکه فقط فرمایشی است و در نطق های پارلمان هر کسی چند کلمه قبل از شروع صحبت های اصلی شان به زبان ماوروی می گویند.


مرجع: برداشت باز از ویکیپدیا

در آینده در باره مطالب زیر خواهم نوشت:

  • ماوری ها
  • چینی های نیوزیلند
  • سیک های نیوزیلند
  • شهرهای نیوزیلند
  • اوکلاند
  • زبان ماوری
  • تونگا ساوا و فیجی سرنوشتی مشابه
  • حکومت در نیوزیلند- دموکراسی واقعی
  • تجارت در نیوزیلند
  • و...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:44  توسط علیرضا 

در مسایل پیش آمده یکی از چیزهایی دیگری که از دست رفت آبروی سرویس بلاگفا بود.

سرویس بلاگفا متاسفانه بسیار ضعیف و ناتوان بود و در اوجی زمانی که دوست داشتم بنویسم٬ ما راتنها گذاشت. پس به هیچ کجا میروم. جایی دیگری برای  نفس کشیدن. اما متفاوت.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:34  توسط علیرضا  | 

دوستان عزیز:

یک پست فطرت از مالزی٬ به جای من در وبسایت ها پیامهای دروغ می نویسد.

شخصا در هیچ وبلاگی نظر نداده ام و نمی دهم. لطفا هوشیار باشید!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 4:10  توسط علیرضا  | 

بعد از سر آمدن دردسرهای فرودگاه راهی دانشگاه شدم. یکی از نزدیکترین دوستانم که پسری هندی بود همه چیز را برایم آماده کرده بود. او که در ایستگاه اتوبوس منتظرم بود تا برسم. اس ام اسی به او دادم که دارم می آیم. جواب داد که منتظرت هستم تا برسی. برای اس ام اس بعدی دیگر پولی نداشتم.

خلاصه اتوبوس آرام آرام من را به مرکز شهر رساند. اوکلاند واقعا زیباست و قسمتهایی از این شهر پر از خاطره های تلخ و شیرین است. به خودم فکر میکردم و همسرم که فقط خدا می داند تا کی بتوانیم دوباره همدیگر را ببینیم. به ای ال اس فکر میکردم که چطور پولهایمان را بالا کشید٬ به مرحوم لپتاپم و خلاصه گذار عمر را مرور میکردم تا اینکه به ایسگاه سایموند رسیدم. دوستم همان جا منتظرم بود و با دیدنن من هیجان زده شد. به طرف آمد و خوش آمد گویی گفت.

به کمکش وسایلم را به آفیسم بردم. قرار گذاشته بود با مسوول یک خوابگاه خصوصی نزدیک دانشگاه که اتاقش را بگیرم. اما بعد از رفتن با در بسته روبرو شدیدم. آخر هفته بود و مسوول خوابگاه به عهدش وفا نکرده بود.

و بلاخره جای مناسبی را با قیمت مناسب به طور موقت گرفتم تا به زودی خانه مناسبی را برای زندگی اجاره کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 18:50  توسط علیرضا  |