تبعیض زبانی و یا مشکل لهجه:تقریبا همه مهاجران تا حدودی با زبان کشور مقصد مشکل دارند. حتی کسی که ایلتس 9 هم می گیرد الزاما ضرب المثل ها و عبارات کاری کشور دیگر را نمی داند. ضمن اینکه همیشه و همه جا لهجه باعث خارجی شناخته شدن فرد می شود. به همین دلیل شانس استخدام مهاجرین مخصوصا تازه واردها برای مسیولیت هایی که نیاز به صحبت کردن زیاد داشته باشد پایین تر است چون مردم ترجیح می دهند با سی صحبت کنند که مثل خودشان صخبت می کند.
تبعیض مذهبی : فرض کنید شما یک مسلمان سنی باشید. شما می بایست 5 بار در روز نماز بخوانید. اما اولا جایی برای نمازخواندن شما وجود ندارد. دوما تعطیل کردن جلسات برای برگذاری نماز کار ساده ای نیست. در مورد مسامانان شیعه البته کار کمی ساده تر است. برای خانمهای مسلمان که پیدا کردن کار بسیار مشکل تر است. داشتن روسری برای فروشنده ها و افرادی که جلوی چشم هستند تقریبا غیر ممکن است. چون غربی ها روسری را مانع آزادی زنان می دانند و به احتمال زیاد از فروشنده مسلمان با روسری خرید نخواهند کرد. ضمنا خانمهای مسلمان مجاز به دست دادن به مردهای غریبه نیستند و این مساله می تواند مشتری ها را ناراحت کند. همچنین خانمهای مسلمان را نمی توان به مسافرت کاری فرستاد. از این گذشته می بایست فکری به حال غذایشان کرد.
تبعیض فرهنگی: شاید بدترین مورد تبعیض، و البته منطقی ترین آنها از نوع فرهنگی باشد. یک کارمند مسامان احتمالا متفاوت است. کارکردن با او سخت است. ممکن است بی تحمل و زود رنج باشد. ضمنا قاطی جمع بقیه نمی شود و دوگانگی در شرکت به وجود می آورد. در حالی که یک کارمند سفید از نژاد اروپایی مثلجعبه باز شده است. مثل خر کار میکند و چانه هایش را برای پول همان اول می زند. دنبال بهانه جویی و غیبت و زیر آب زنی نیست. ضمنا اخمو هم نیست. و.....
البته مشکلات فقط به استخدام تمام نمی شود. فرهنگ و روش جامعه مقصد با فرهنگ و روش ایرانی متفاوت است. مثلا شما مجبورید روز عید به سر کار بروید. اگر خیلی ایرانی بمانید، سیزده بدر را یکشنبه هفته بعد جشن می گیرید. اگر مذهبی باشید، نمی توانید به مهمانی دوستان محلی تان بروید مگر آنکه رویش را داشته باشید و بگویید مثلا برای شما غذای گیاهی بگیرند. و البته هزار یک تفاوت دیگر.
نگاهی گذرا به تبعیض های بالا، تا حدودی به غربی ها اجازه می دهد که مثلا با دیدن اسم "علی" درخواست کار را با دیده شک نگاه کنند. اگر بتوانید مذهب و ملیت را کنار بگذارید و فرهنگ مقصد را کاملا بیاموزید و عمل کنید، انگلیسی را هم بدون لهجه صحبت کنید و در نهایت اسم انگلیسی داشته باشد ، به شرط اینکه هندی و یا سیاه نباشید، دیگر تبعیضی علیه شما نیست. این شرایط برای نسل اول کاملا غیر ممکن است اما تقریبا بیشتر نسل دوم و سوم مهاجران خواهی نخواهی اینگونه می شوند.
نویسنده: صدرا. سلام. اشکال شما دوستان خارج از کشور این است که هر چیزی که می شنوید
باور میکنید. طرح اخراج افغانی ها از مازندران به جز غیر عملی شدن ان . فقط
شامل افغانی های بدون مجوز است.انهم مجوز کار.حتی افغانی های دارای مجوز
گروهی هم میتوانند ایران بمانند.چه برسد همسر ایرانی دار.
لینک خبر:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910205001266
متاسفانه
فقط اخبار فوق توسط به اصطلاح ایرانیان وطن دوست و ضد نظام (امثال
بالاترین )برای تختئه دولت و نظام و دستاویزی برای توهین انها وتوهین
افغانی ها به ایرانیان قرار دادند که واقعا این نوع وطن پرستی ایرانیان هم
خاص هست.
---------
دوست عزیز. اتفاقا من هم معتقدم خبرهای بالاترین قابل اعتماد نیستند. و این کاملا طبیعی است چون هر کسی می تواند مطلبی در آن بنویسد و معمولا نوشته های احساسی بیشتر رای می آورد. اما در این مورد متاسفانه خبر کاملا درست است.
لطفا مجددا نگاهی به همان مقاله لینک شده بیاندازید.
"این مسئول با بیان اینکه الزام حضور تبعه افغانی بر دو انتخاب مشروط است، تصریح کرد: تمامی اتباع افغانی مجاز مقیم مازندران که دارای کارت آمایش هفت هستند مجاب میشوند تا اول خرداد سال جاری با حضور در دفتر اتباع دو گزینه را برای ماندن در این استان انتخاب کنند.
وی ادامه داد: اتباع افغانی میتوانند کشور خود افغانستان را انتخاب کنند و یا اگر قصد ماندن در این کشور را دارند میتوانند استان خراسان جنوبی و شهرستان بیرجند را برگزینند."
و یا بدتر از آن http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910124000245
"شفیعی با اشاره به اینکه امروز یک گروه دامادهای تحمیلی ناشی از ازدواج غیرقانونی با دختران ایرانی با افغانیها تشکیل شده است، یادآور شد: تعدادی از این ازدواجها شرعی و برخی نیز قانونی است.
وی افزود: تاکنون هزار ازدواج شرعی دختران مازندرانی با اتباع خارجی ثبت شده است.
شفیعی با اعلام اینکه این دامادها نیز باید دست همسران خود را گرفته و از مازندران خارج شوند، بیان کرد: گروهی که ازدواج قانونی کردند در این طرح قرار ندارند."
شما از این نوشته چه برداشتی می کنید. اولا بیشتر ازدواج های هموطنان افغان را غیر قانونی دانسته اند دوما در مورد قانونی هایش گفته که بهتر است دست همسرانشان را بگیرند و بروند.
دوست من حقوق انسان چیزی فانتزی و خوشگل نیست. خودت را برای یک لحظه جای آن افغانی بدبخت بگذاز. البته شاید یک ایرانی داخل ایران نتواند و خیلی هم خوشحال شود که مازندران سرسبز از افغانی های ندار خالی می شود.
به هر حال به نظر می رسد دل تصمیم گیران کمی نرم شده باشد و به همسران ایرانیان اجازه داده باشندکه همچنان بمانند. که بسیار خوشحال کننده است.
اولا كساني كه قانوني آمدند برخي ويزاي حضور دائم ندارند بلكه كارت اقامت دارند. آنهايي كه توانستند كارت اقامت دائم بگيرند ديگر به عنوان يك شهروند ايراني به حساب ميآيند اما كساني كه كارت موقت دارند كه بخش عمدهاي از آنها از اين دسته هستند، خواسته مردم بر اخراج آنهاست و بايد به كشور خود بازگردند.
بايد اولاً دليل اين موضوع را بهتر بررسي كنيد. چرا بايد تمامي كشورهاي دنيا افراد نخبه يا پولدار را به پناهندگي بپذيرند اما ما ايرانيها بايد افرادي را بپذيريم كه در كنار ندادن ماليات منجر به بخش عمدهاي از جرايم از جمله ترانزيت مواد مخدر، دزدي و... ميشوند.
ثانيا شما كه كرد هستي چه احساسي نسبت اعراب و فارسها داشتي و داري؟؟
نكته سوم اينكه بررسي وضعيت افغانيهاي مقيم شمال كشور نشان از آمار بالاي فعاليتهاي غيرقانوني دارد. همچنين بايد اضافه كنم كه مردم اين خطه غالبا بيكار شدهاندبه خاطر اينكه يك كارگر افغاني با مزذ كمتر حاضر است هر نوع كاري را انجام دهد.
در نهايت اينكه شما درخصوص موضوعاتي اظهارنظر كنيد كه درحد شماست. زماني ميتوانيد يك جامعه را به نژاد پرستي محكوم كنيد كه خودتان در ميان آنها باشيد و حداقل با يك نمونه درخصوص مزايا و چالشهاي وجود افغانيهاي ساكن در كشور صحبت كنيد.
آيا مالزي يا نيوزلند يا كشورهاي اروپايي حاضرند اين افراد را با وضعيت فعلي و بدين شكل حتي موقت بپذيرند؟؟
دوست عزيز اين موضوع بيشتر از آنكه نژاد پرستي باشد يك مشكل اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است.
پاسخ
دوست عزیز.
اولا صحبت من درباره مهاجران قانونی و افرادی بود که با دختران ایرانی ازدواج کرده اند. وگرنه همانطوری که شما گفتید حقی برای غیر قانونی ها وجود ندارد و در نهایت به صورت محترمانه می توان در اردوگاه ها نگهداریشان کرد.
در مورد شخص من که پرسیدید، البته من کرد هستم اما همانند هر کرد دیگری به ایران عشق می ورزم.همسرم پارس است و زبان مادریم را هم کردی و پارسی می دانم. اما در مورد قوم عرب، زادگاه من اهواز است و سالهای سال از بهترین دوستانم عرب بوده اند. چه در دبستان و دبیرستان و چه در محیط کار و زندگی. اعراب افرادی بسیار گرم و مهربان هستند. فرهنگ بسیار غنی و ارزشمندی دارند. البته دلخوری هایی هم وجود دارد که دلیل اصلی آن اغفال گروهی از هموطنان بوسیله شیوخ عربستان و عدم توجه کافی مسولان مرکزنشین به خوزستان است.
