تبليغاتX
سرزمین جنوبی
درباره نژاد پرستی فکر نمی کنم جایی از نژاد پرستی و قوم گرایی به پای ما ایرانی ها برسد. همین چند روز پیش در خبری بهت آور شندیم که می خواهند تمام افغان های مجاز و غیر مجاز را از مازندران بیرون کنند. یعنی کسی که مثلا 30 سال در مازندران زندگی کرده و همسر ایرانی دارد الان با این قانون غیر انسانی و نژاد پرستانه می بایست برود و جای دیگری زندگی کند. فکرش هم برای هموطنان خارج از کشور سکته می آورد که فردا آنها را بی مقدمه بیاندازند بیرون تنها به این دلیل که شناسنامه شان ایرانی است.  حد افراطی نژادپرستی و ناخود انگاری را تنها در کشورهای عقب مانده افریقایی و آسیایی می توان دید. البته افراد افراطی و ضد مهاجر در همه جای دنیا یافت می شوند اما اکثریت جوامع غربی مهاجران را به صرف مهاجر بودنشان بد نمی دانند. البته تبیض های پیدا و پنهان زیادی علیه مهاجران وجود دارد که مقداری از آن منطقی است و مقداری از آن هم از کینه درونی افراد به قومیت ها شامل می شود. در اینجا تعدادی از این تبعیض ها را لیست می کنم.

تبعیض زبانی و یا مشکل لهجه:تقریبا همه مهاجران تا حدودی با زبان کشور مقصد مشکل دارند. حتی کسی که ایلتس 9 هم می گیرد الزاما ضرب المثل ها و عبارات کاری کشور دیگر را نمی داند. ضمن اینکه همیشه و همه جا لهجه باعث خارجی شناخته شدن فرد می شود.  به همین دلیل شانس استخدام مهاجرین مخصوصا تازه واردها برای مسیولیت هایی که نیاز به صحبت کردن زیاد داشته باشد پایین تر است چون مردم ترجیح می دهند با سی صحبت کنند که مثل خودشان صخبت می کند.

تبعیض مذهبی : فرض کنید شما یک مسلمان سنی باشید. شما می بایست 5 بار در روز نماز بخوانید. اما اولا جایی برای نمازخواندن شما وجود ندارد. دوما تعطیل کردن جلسات برای برگذاری نماز کار ساده ای نیست. در مورد مسامانان شیعه البته کار کمی ساده تر است. برای خانمهای مسلمان که پیدا کردن کار بسیار مشکل تر است. داشتن روسری برای فروشنده ها و افرادی که جلوی چشم هستند تقریبا غیر ممکن است. چون غربی ها روسری را مانع آزادی زنان می دانند و به احتمال زیاد از فروشنده مسلمان با روسری خرید نخواهند کرد.  ضمنا خانمهای مسلمان مجاز به دست دادن به مردهای غریبه نیستند و این مساله می تواند مشتری ها را ناراحت کند. همچنین خانمهای مسلمان را نمی توان به مسافرت کاری فرستاد. از این گذشته می بایست فکری به حال غذایشان کرد.

تبعیض فرهنگی: شاید بدترین مورد تبعیض، و البته منطقی ترین آنها از نوع فرهنگی باشد. یک کارمند مسامان احتمالا متفاوت است. کارکردن با او سخت است. ممکن است بی تحمل و زود رنج باشد. ضمنا قاطی جمع بقیه نمی شود و دوگانگی در شرکت به وجود می آورد.  در حالی که یک کارمند سفید از نژاد اروپایی مثلجعبه باز شده است. مثل خر کار میکند و چانه هایش را برای پول همان اول می زند. دنبال بهانه جویی و غیبت و زیر آب زنی نیست. ضمنا اخمو هم نیست. و..... 

البته مشکلات فقط به استخدام تمام نمی شود. فرهنگ و روش جامعه مقصد با فرهنگ و روش ایرانی متفاوت است. مثلا شما مجبورید روز عید به سر کار بروید. اگر خیلی ایرانی بمانید، سیزده بدر را یکشنبه هفته بعد جشن می گیرید. اگر مذهبی باشید، نمی توانید به مهمانی دوستان محلی تان بروید مگر آنکه رویش را داشته باشید و بگویید مثلا برای شما غذای گیاهی بگیرند. و البته هزار یک تفاوت دیگر. 

نگاهی گذرا به تبعیض های بالا، تا حدودی به غربی ها اجازه می دهد که مثلا با دیدن اسم "علی" درخواست کار را با دیده شک نگاه کنند.  اگر بتوانید مذهب و ملیت را کنار بگذارید و فرهنگ مقصد را کاملا بیاموزید و عمل کنید، انگلیسی را هم بدون لهجه صحبت کنید و در نهایت اسم انگلیسی داشته باشد ، به شرط اینکه هندی و یا سیاه نباشید، دیگر تبعیضی علیه شما نیست. این شرایط برای نسل اول کاملا غیر ممکن است اما تقریبا بیشتر نسل دوم و سوم  مهاجران خواهی نخواهی اینگونه می شوند.

نویسنده: صدرا. سلام. اشکال شما دوستان خارج از کشور این است که هر چیزی که می شنوید باور میکنید. طرح اخراج افغانی ها از مازندران به جز غیر عملی شدن ان . فقط شامل افغانی های بدون مجوز است.انهم مجوز کار.حتی افغانی های دارای مجوز گروهی هم میتوانند ایران بمانند.چه برسد همسر ایرانی دار.
لینک خبر:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910205001266
متاسفانه فقط اخبار فوق توسط به اصطلاح ایرانیان وطن دوست و ضد نظام (امثال بالاترین )برای تختئه دولت و نظام و دستاویزی برای توهین انها وتوهین افغانی ها به ایرانیان قرار دادند که واقعا این نوع وطن پرستی ایرانیان هم خاص هست.

---------

دوست عزیز. اتفاقا من هم معتقدم خبرهای بالاترین قابل اعتماد نیستند. و این کاملا طبیعی است چون هر کسی می تواند مطلبی در آن بنویسد و معمولا نوشته های احساسی بیشتر رای می آورد. اما در این مورد متاسفانه خبر کاملا درست است.

لطفا مجددا نگاهی به همان مقاله لینک شده بیاندازید.

"این مسئول با بیان اینکه الزام حضور تبعه افغانی بر دو انتخاب مشروط است، تصریح کرد: تمامی اتباع افغانی مجاز مقیم مازندران که دارای کارت آمایش هفت هستند مجاب می‌شوند تا اول خرداد سال جاری با حضور در دفتر اتباع دو گزینه را برای ماندن در این استان انتخاب کنند.

وی ادامه داد: اتباع افغانی می‌توانند کشور خود افغانستان را انتخاب کنند و یا اگر قصد ماندن در این کشور را دارند می‌توانند استان خراسان جنوبی و شهرستان بیرجند را برگزینند."

و یا بدتر از آن http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910124000245

"شفیعی با اشاره به اینکه امروز یک گروه دامادهای تحمیلی ناشی از ازدواج غیرقانونی با دختران ایرانی با افغانی‌ها تشکیل شده است، یادآور شد: تعدادی از این ازدواج‌ها شرعی و برخی نیز قانونی است.

وی افزود: تاکنون هزار ازدواج شرعی دختران مازندرانی با اتباع خارجی ثبت شده است.

شفیعی با اعلام اینکه این دامادها نیز باید دست همسران خود را گرفته و از مازندران خارج شوند، بیان کرد: گروهی که ازدواج قانونی کردند در این طرح قرار ندارند."

شما از این نوشته چه برداشتی می کنید. اولا بیشتر ازدواج های هموطنان افغان را غیر قانونی دانسته اند دوما در مورد قانونی هایش گفته که بهتر است دست همسرانشان را بگیرند و بروند.

دوست من حقوق انسان چیزی فانتزی و خوشگل نیست. خودت را برای یک لحظه جای آن افغانی بدبخت بگذاز. البته شاید یک ایرانی داخل ایران نتواند و خیلی هم خوشحال شود که مازندران سرسبز از افغانی های ندار خالی می شود.

به هر حال به نظر می رسد دل تصمیم گیران کمی نرم شده باشد و به همسران ایرانیان اجازه داده باشندکه همچنان بمانند. که بسیار خوشحال کننده است.


اولا كساني كه قانوني آمدند برخي ويزاي حضور دائم ندارند بلكه كارت اقامت دارند. آنهايي كه توانستند كارت اقامت دائم بگيرند ديگر به عنوان يك شهروند ايراني به حساب مي‌آيند اما كساني كه كارت موقت دارند كه بخش عمده‌اي از آنها از اين دسته هستند، خواسته مردم بر اخراج آنهاست و بايد به كشور خود بازگردند.

بايد اولاً دليل اين موضوع را بهتر بررسي كنيد. چرا بايد تمامي كشورهاي دنيا افراد نخبه يا پولدار را به پناهندگي بپذيرند اما ما ايراني‌ها بايد افرادي را بپذيريم كه در كنار ندادن ماليات منجر به بخش عمده‌اي از جرايم از جمله ترانزيت مواد مخدر، دزدي و... مي‌شوند.

ثانيا شما كه كرد هستي چه احساسي نسبت اعراب و فارس‌ها داشتي و داري؟؟

نكته سوم اينكه بررسي وضعيت افغاني‌هاي مقيم شمال كشور نشان از آمار بالاي فعاليت‌هاي غيرقانوني دارد. همچنين بايد اضافه كنم كه مردم اين خطه غالبا بيكار شده‌اندبه خاطر اينكه يك كارگر افغاني با مزذ كمتر حاضر است هر نوع كاري را انجام دهد.

در نهايت اينكه شما درخصوص موضوعاتي اظهارنظر كنيد كه درحد شماست. زماني مي‌توانيد يك جامعه را به نژاد پرستي محكوم كنيد كه خودتان در ميان آنها باشيد و حداقل با يك نمونه درخصوص مزايا و چالش‌هاي وجود افغاني‌هاي ساكن در كشور صحبت كنيد.

آيا مالزي يا نيوزلند يا كشورهاي اروپايي حاضرند اين افراد را با وضعيت فعلي و بدين شكل حتي موقت بپذيرند؟؟

دوست عزيز اين موضوع بيشتر از آنكه نژاد پرستي باشد يك مشكل اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است.

پاسخ

دوست عزیز. 

اولا صحبت من درباره مهاجران قانونی و افرادی بود که با دختران ایرانی ازدواج کرده اند. وگرنه همانطوری که شما گفتید حقی برای غیر قانونی ها وجود ندارد و در نهایت به صورت محترمانه می توان در اردوگاه ها نگهداریشان کرد.

در مورد شخص من که پرسیدید، البته من کرد هستم اما همانند هر کرد دیگری به ایران عشق می ورزم.همسرم پارس است و زبان مادریم را هم کردی و پارسی می دانم. اما در مورد قوم عرب، زادگاه من اهواز است و سالهای سال از بهترین دوستانم عرب بوده اند. چه در دبستان و دبیرستان و چه در محیط کار و زندگی. اعراب افرادی بسیار گرم و مهربان هستند. فرهنگ بسیار غنی و ارزشمندی دارند. البته دلخوری هایی هم وجود دارد که دلیل اصلی آن اغفال گروهی از هموطنان بوسیله  شیوخ عربستان و عدم توجه کافی مسولان مرکزنشین به خوزستان است.

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:33 |
الان مدتی است که سر و صدای سنگینی که در سال 2011 در مورد پایان دنیا بود عملا خوابیده و به نظر می رسه رسانه ها به نحوی دیگه علاقه ای به داستان 21 دسامبر 2012 ندارند. با توجه به صحبت های زیادی که در مورد 2012 شده بود به نظر من پایان محسوس این تبلیغات کمی مشکوکه. دیشب گشتی در اینترنت زدم و نکات جالبی به دستم رسید که شاید شنیدنشون جالب باشه:

> شرکتهای مختلفی در سرتاسر دنیا مشعول فروش پناه گاه های اتمی از انواع مختلف هستند که قیمتهاشون از 50 هزار دلار شروع میشه و سر به ملیونها دلار می زنه. این پناه گاه ها از یه اتاق بتونی ساده تا سنگرهای مجهز اتمی در اعماق کوه متفاوتند. این مساله بیشتر از هر چیز سودجویی شرکتهایی از ترس عمومی مردم را نشان می ده.

> صحبت های زیادی درباره شبه سیاره نبولا هست که به زودی گفته می شه که از کنار زمین رد می شه.

> بنا به عقیده عده ای در هیچ زمانی مثل سال پیش این حجم گسترده از فجایع طبیعی پیش نیومده بوده.  ضمنا عده ای اتفاقات انسانی مثل انقلاب های عربی را هم مدلی دلیلی برای اثر این بخشی این فجایع می دانند.

> گفته می شه که مایاها، نوسترداموس و بایبل پایان جهان را در چنین روزی پیش بینی کردند. اما افراد زیادی که اعتقاد به بایبل دارند همچین عقیده ای ندارند.

> گفته می شه که دولتهای بزرگ کاملا از این اتفاقات خبر دارند ولی برای جلوگیری از ترس عمومی و مشکلاتی که ممکنه در راه نجات نسل انسان پیش بیاد سکوت کردند.

> از طرفی دنیا به ساز خودش می چرخه و هیچ اتفاق بزرگی که نشاندهنده تغییرات عمده و ترس سیستمهای حکومتی باشه تا به حال رخ نداده. و بیشتر از هر چیز به نظر می رسه این داستان برای مجبور کردن یک عده ای به خرج کردن اموالشان و خارج کردن اقتصاد در رکود رفته کشورهای اروپایی باشه. و یا حتی برای فروش یک فیلم هالیوودی

نگاهی به گوگل ترند برای نمایش کلمه پایان جهان (End of the world) چیزهای جالبی رو نشان میده:

همانطوری که می بینید بیشترین سرچ مربوط به سال 2011 بود مشخصا در می 2011 یعنی حدود زمانی که هالیوود فیلم 2012 را به نمایش در اورد.

این 9 کشور هم بالاترین میزان جستجوی این کلمه را داشتند.

1. Philippines

2. South Africa

3. United States

4. New Zealand

5. Canada

6. Australia

7. United Kingdom

8. Singapore

9. Ireland


همه این کشورها بجز فیلیپین نسبتا پولدار هستند و ساکنینشون طعمه های خوبی برای شرکتهای هستند. البته فیلیپین فرق می کنه. فیلیپین کشوری با مردم مسیحی خیلی مومن و اقلیت خیلی پولداره.

نمایش چستجوی تقویم مایاها البته متفاوته: همینطور که می بینید تعدا به مرور بیشتر میشه. البته جستجوی

بیشتر نشون میده که بیشتر این افراد کسانی هستند که می خواستند اعتقاد داشته باشند که جهان ادامه داره و نه کسانی که واقعا نگران پایان جهان هستند.

از طرفی احداث پروژهایی صنعتی بسیار هزینه بر، و تحقیقات بسیار سنگین انجام شده و همچنین شتاب پروژه های تاسیساتی که مشخصا به دست کشورهای عمده دنیا انجام میشه تقریبا شکی بجا نمی گذاره که این این ایده که قدرتمندان می دانند و نمی گویند نمی تونه درست باشه.


اگرچه نویسنده اعتقاد دارد که به اجتمال قوی هان طوری که دوست عزیزمان در کامنتش گفت ماه های 2012 می آیند و میروند و 2013 آغاز می شود. یک احتمال هر چند بسیار ضعیف درباره وقوع اتفاقهای عظیم وجود دارد. تقویم دیگری هم وجود دارد که هر 2000 سال را پایان یک دوران میداند. علامت ماهی نشانه 2000 سال قبل بود. ماهی ظاهرا نشان معنویت و مذهب است و از این جهت است که بر روی تاج پاپ علامت ماهی وجود دارد. گفته می شود در 2000 سال مسیحیت و سایر مذاهب بزرگ رفته رفته ضعیف می شوند و به تاریخ می پیوندند و توجه عمومی به نگهداری از طبیعت، محیط زیست و.... می رود.

هدف این مقاله نتیجه گیری نیست. تنها ترجمه ای آزاد از مطالب انگلیسی وب است. نویسنده امیدوار است نظرات افراد متخصصی را به عنوان کامنت در اینجا داشته باشد که بتواند به روشن تر شدن زوایای این بحث کمک کند.

منابع:

آغاز پایان جهان در سال 2012؟ توسط ناسا

: http://www.nasa.gov/topics/earth/features/2012.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Maya_calendar تقویم مایاها

 اتفاقات سال 2012

http://en.wikipedia.org/wiki/2012_phenomenon

سایتهایی درباره پایان جهان

http://www.endoftheworld2012.net/

http://www.december212012.com/

سایت گوگل قسمت. جستجوی نتایج جستجو

+ نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیستم اسفند 1390 و ساعت 22:4 |

چند ماهی از آخرین مطلب نوشته شده در این وبلاگ نی گذرد. دو مطلب هم که در نثد شرایط سیاسی امروز ایران و جهان نوشته شد تنها کمی بعد از انتشار پاک شدند. از طرف دیگر هم خبری از بازدیدهای چندصد نفری بینندگان نیست بازدیدهای وبلاگ به چند ده بازدید روزانه کاهش یافته است. اکثرا این بازدیدها هم به وسیله گوگل به وبلاگ ارجاع شده اند. در نهایت و با توجه به شرایط گفته شده می توان گفت که وبلاگ سرزمین جنوبی در آرامش و بدون هیاهو دچار مرگ طبیعی شده است. البته هر مرگ طبیعی دلایلی هم دارد یه مختصرا اشاره ای به آنها می کنم.

> سرامدن دوران وبلاگها و گسترش روزافزون شبکه های اجتماعی جایگزین

> تعطیلی بخش خبرخوان سایتهایی مانند گوگل ریدر، رادیو زمانه و ایران مالزی که نقش مهمی در معرفی وبلاگ داشتند

>در هم شکسته شدن شبکه وبلاگ نویسان قدیمی مالزی

> بسته شدن فضای سیاسی کشور پس در چند سال اخیر که باعث به کما رفتن بسیاری از بحثهای انتقادی شد

> در نهایت و مهمترین دلیل هم افزایش سن نویسنده و خارج شدنش از دایره جوانها که باعث محافظه کار تر شدن و بی حوصله تر شدن نویسنده شد.

این نوشتار البته به معنی خداحافظی نویسنده نیست. هر زمان و در هر شرایطی که صلاح بدانم بر سرزمین جنوبی خواهم افزود اما بازگوی یک واقعیت است که سرزمین جنوبی را عملا پایان یافته نشان می دهد.

اعتراف می کنم که سرزمین جنوبی را دوست دارم و اگر هیچ خواننده ای هم نداشته باشد هر از چند گاهی خودم مطالبش را می خوانم. اگرچه بسیاری از مطالب نوشته شده دیگر به روز نیستند اما به نحوی بازگوی تاریخ دیروز هستند.  


+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 و ساعت 22:22 |
چند روز پیش سایت مگا آپلود توسط دولت آمریکا پایین کشیده شد و ماموران پلیس نیوزیلند هم با جمله به ساختمانهای این شرکت، صاحبان و مهندسان این شرکتها را دستگیر کردند. اخیرا هم دولت نیوزیلند قانونی تصویب کرده که اینترنت دانلود کنندگان غیر مجاز بعد از سه بار اخطار قطع می شود که ناقض حق داشتن اینترنت به عنوان یکی از حقوق بشر است. 

به عنوان یکی از 50 ملیون کاربران سایت مگا آپلود که شاید هر روز از این سایت استفاده می کرد، این کار دو دولت نیوزیلند و آمریکا بسیار ناامید کننده یافتم. آنهم به درخواست چند شرکت هالیوودی که ملیاردها دلار در سال درامد دارند و فکر می کنند از این ملیاردها دلارشان چند ملیونی کم شده است.

متاسفانه رویه ایننترنت روز به روز به سمت پولی تر شدن می رود و هر چه بیشتر شرکتهای مستقل که خدمات رایگان و یا نیمه رایگان ارایه میدهند تحت فشار قرار می گیرند تا مشترکانشان را ثبت نام کنند و اطلاعاتشان را به دولت ها دست. این کار بیشتر و بیشتر باعث افزایش هزینه های سایت ها و در نهایت پولی شدن اینترنت می شود. 

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه دوم بهمن 1390 و ساعت 23:58 |
چهار سال پیش زمانی که به نیوزیلند آمدم قیمت یک دلار نیوزیلند چیزی حدود ۶۵۰ تومان بود. الان شده ۱۴۰۰ تومان. خوب برای فردی مثل من که پول را در کشوری دیگری به دست می آورد و همانجا هم پولش را خرج می کند فرق چندانی نمی کند دلار در ایران چقدر باشد و چقدر بالا و پایین بشود. اما دوستانی که منبع درامدشان از ایران می آید در این مدت نصف ارزش پولشان را از دست داده اند.

این وضعیت البته بر روی همه دانشجوهای که از منابع ایران استفاده می کنند، اثرات مشابهی ندارد. بورسیه ها معمولا درامدشان دلاری است و با پایین آمدن ارزش ریال چیزی از دست نمی دهند. به نظر می رسد خانواده های مرفه ایرانی هم مرفه تر شده باشند و نواسانات بازار اثرات خوبی بر زندگی هموطنان مشعول در بخش های اقتصادی دولتی اقتصاد ایران داشته باشد. در این میان طبقه متوسط میانی که متشکل از کارمندها٬ معلمها٬ ارتشی ها و .... روز به روز به طبقه وابسته به مستمری در ایران نزدیکتر می شود و در نتیجه بیش از همه  دانشجوهای ایرانی کشورهایی مانند مالزی هند و یا اکراین آسیب خواهند دید. منبع مالی بیشتر دوستان دانشجو در این کشورها از ایران می آید. بسیاری از خانواده های ایرانی که دوسال پیش توان فرستادن بچه هایشان به خارج از کشور را داشتند الان دیگر امکان تامین هزینه های اساسی و شهریه فرزندانشان را ندارند.

حال چه باید کرد: بازگشت٬ انتقال به داشنگاه های ایران در صورت امکان٬ تامین درامد از  مسیر دیگر٬ یافتن کار در بیرون یا داخل دانشگاه٫تلاش برای گرفتن اسکولارشیپ٬ کم کردن مخارج و کسب و کار غیر قانونی راه هایی هستند که به نظر من می رسند. البته امیدوارم کسی دنبال این آخری نرود. در این میان کم کردن مخارج و تلاش برای گرفتن کار دانشجویی برای بسیاری از افراد که توانایی گرفتن اسکولارشیپ را ندارند مناسب است. اما چه کارهایی برای دانشجوها وجود دارد

  • کار درون دانشگاهی مثل تدریس آزمایشگاه ها٬ پروژه های تحقیقاتی٫ کمک در تدریس٬ حل تمرین و... در مالزی چیزی حدود  ۳۰ رینگیت در ساعت می توان گرفت. البته این مدل کارها سخت به دست می ایند و بیشتر به دانشجوهای تحصیلات تکمیلی می دهند.
  • تدریس خصوصی: شاید راحت ترین کار برای یک دانشجو باشد. تدریس زبان انگلیسی٬ ریاضی فیزیک مخصوصا به دانشجوهای عرب. حدود ساعتی ۲۰ رینگیت برای تدریس خصوصی منطقی است. البته این مساله کاملا بستگی به شما و مشتریتان دارد.
  • کار در رستوران: کار در رستورانهای مالایی و محلی چندان توصیه نمی شود چون معمولا کارگرهای اندونزیایی و هندی با پولی در حد هیچ در آنجاها کار می کنند. در رستورانهای با کلاس تر مالزی امکان کار گرفتن برای ایرانی ها وجود دارد. اما آنها هم پول زیادی نمی دهند. چیزی حدود ۶ رینگیت بر ساعت درامد کارگرهای رستوران است.
  • راهنمای توریست و کارهای دیگر که چندان اطلایی از انها ندارم.

به هرحال برای همه هموطنان آرزوی موفقیت می کنم.

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سی ام دی 1390 و ساعت 1:56 |